ارتباط وارتباطات چیست؟؟

مفاهیم: ارتباط و ارتباطات چیست؟

‌هیچکس نمی‌تواند در دنیای ‌امروز بدون برقراری ارتباط زندگی کند

همشهری آنلاین، هلن صدیق بنای - ‌هیچکس نمی‌تواند در دنیای ‌امروز بدون برقراری ارتباط زندگی کند

ما برای برآورده شدن نیازهای روزمره خود باید ارتباط برقرار کنیم؛ نیاز به غذا، مسکن، نیاز به همکاری با دیگران برای ارضای حس دوستی و کامیابی‌اجتماعی‌ و انواع نیازهای‌‌اقتصادی و اجنماعی؛ سایر نیاز‌ها هم که جای خود را دارند.

نیاز به مبادله اطلاعات،‌سرگرمی، نیاز بهبروز خلاقیت اجتماعی و ... در ‌واقع ارتباط ما را به شبکه گسترده انسان‌ها پیوند می‌دهد.‌این شبکه از خانواده‌شروع‌ شده و به حلقه دوستان می‌رسد و بعد‌با کمک رسانه‌های جمعی، کل‌جامعه و سراسر جهان را در بر می‌گیرد.

نحوه تکوین فردیت ما به میزان موفقیت ما در ساختن این شبکه‌ها وابسته است.‌ارتباط صرفا مبادله‌اطلاعات در باره‌ی واقعیت‌های سخت افزاری نیست. بلکه ارتباط به معنای‌تبادل‌افکار، ‌احساسات،عقاید و تجربیات نیز هست.

از نظر فردی ارتباط ما را قادر می‌سازد تا به عضوی مفید و موثر‌برای اجتماع‌تبدیل شویم. از منظر اجتماعی ارتباط بین اجزای جامعه رشد و بقای جامعه را تضمین می‌کند.

حال‌برای شناخت و درک هر چه بیشتر مقوله‌"ارتباط و ارتباطات" باید تاریخچه آن، دیدگاه‌های صاحب نظران، معانی،‌ عناصر اولیه، روش‌های ارتباطی، سیر صعودی و هر آنچه که به این حوزه مربوط می‌شود را بررسی کنیم.

پیدایش و پویایی علم ارتباطات را مانند بسیاری از علوم دیگر به اندیشه‌ایرانیان، رومیان و ‏یونانیان پیش از میلاد نسبت می‌دهند.

از سال ‌1930 پیشرفت‌های بسیاری، ولی تدریجی در این زمینه خصوصاً توسط لازارسفلد، لوین، لاسول و ‏هاولند انجام شد. به ‌مرور زمان شمار محققان و پژوهشگران این حوزه ‌افزایش یافته است.

محققان بزرگی مانند: ‏کولی، دیویی، پارک، سایپر، لس‌ول، لیپمن، لوین که ‌آثار ارزشمندی در حوزه‌ارتباطات بر جای ‏گذاشته‌اند. همچنین بخش آموزش و تحقیق این رشته در طی این دهه‌‌گسترش یافته تا آنجا که‌ واحدهای دانشگاهی و موسسه‌های پژوهشی و ... تأسیس شدند.‏

عناصر ارتباطات:‏

عناصر ارتباطات را می‌توان به شرح زیر بیان کرد:
کانال،‎ ‎زمینه،‎ ‎محیط،‎ ‎پس خورد،‎ ‎تداخل‎ ‎امواج،‎ ‎پیغام،‎ ‎دریافت کننده، پردازش و‎ ‎منبع.
فرایند "ارتباطات" به‌انسان‌ها اجازه‌می‌دهد تا تجارب و دانش خود را در زمینه‌های مختلف به ‌اشتراک بگذارند.
روش‌های‌ ‌ارتباطات انسانی:

روش‌های ارتباطی انسان را می‌توان؛ زبان علائم، مکالمه،‎ ‎نوشتن،‎ ‎اشاره، حالت و حرکات بدنی،پخش ‏رادیو و تلویزیونی و سینما بیان کرد.

ارتباط می‌تواند به‌یکی از روش‌های‎ ‎رو در رو، یک طرفه،‎ ‎ارادی‎ ‎یِا‎ ‎غیر ارادی‎‎ و شفاهی‎ ‎یا‎ ‎غیر شفاهی انجام گیرد. علاوه ‌بر آن ارتباط می‌تواند‎ ‎درون فردی‎ ‎و‎ ‎میان فردی‌هم باشد.

 

تعاریف ارتباطات:

تاریخ اندیشه‌های ‏ارتباطاتی تعاریف متعدد و مختلفی را از‏‎ ‎سوی صاحب نظران،‌پژوهشگران و نویسندگان ارتباطات در خود جای داده است.‌ هر یک از اندیشمندان با توجه‌‌‌به‌‌ زاویه ‌دید و اهمیتی که‌ ‌برای عناصر ‏ارتباطات قائل‌هستند آن را‎ ‎تعریف کرده‌اند.

در این میان دو تعریف از مقبولیت خاصی‌برخوردار است.

تعریف اول؛ ارتباط را فرایندی می‌داندکه به واسطه‌ی آن ارتباط گر یا فرستنده از طریق یک رسانه یا مجرا پیامی را با تاثیراتی معین به گیرنده‌می‌رساند.

تعریف دوم؛ارتباط را کنشی اجتماعی می‌داندکه افرادی از یک فرهنگ مشخص در واکنش به تجربه خود از واقعیت به مبادله‌ِ معانی می‌پردازد.

با این وجود ‌نمی‌توان تعریف واحدی از ارتباط که‌همه افراد‌ ‌را قانع کند، ارائه‌داد. شاید‌هم اصلا ‏چنین تعریفی وجود نداشته‌باشد. بنابراین سعی بر این است، ‌اندیشه ‌و نظریات ‏گوناگون را تا حد امکان جمع آوری ‌تا بتوان آنها را به‌یک مرز مشترک نزدیک ساخت.

"ارتباطات" از دیدگاه ‌عده‌ایی بر مفاهیم متفاوت‌ و گاهی متضاد گفته می‌شود. از طرفی ‏هم ارتباط را تبادل متفکرانه ‌دیدگاه‌ها از طریق یک مکالمه‌ معنادار بین‎ ‎دو انسان‌که به نوعی ارسالپیام‎ ‎ساده‌ و ‌بدون تفکر است، می‌دانند. ‌با این تعریف می‌‏توان گفت ،ماشین‎ ‎ها و‎ ‎جانوران‎ ‎نیز ارتباط برقرار می‎ ‎کنند.‏

از طرف دیگر می‌توان ارتباطات را‎ ‎یک‎ ‎فرایند سازمان یافته‌برای تبادل‎ ‎اطلاعات‎ ‎بین بخش ها ‏که ‌معمولا بواسطه یک رشته‌علائم انجام می گیرد، تعریف کرد.‏

گروهی در تعریف خود بر ترغیب و اقناع یا ‌همانندی و اشتراک اندیشه با ابعاد گسترده‌تر و تاثیرگذار قلمداد کرده‌اند.

عده‌ای بر پاسخ و بازتاب تاکید بیشتری کرده‌اند. و‌ برخی دیگر از اندیشمندان بر عنصر ‏پیام تاکید دارند.

حتی لسول در سال 1948 یک مدل ارتباط کلامی ارائه می‌دهد. این مدل یکی از اولین نمونه‌های مدل ارتباط به مانند یک فرایند است:"چه کسی چه چیزی را از چه مجرایی به چه کسی و با چه تاثیری می‌گوید".

او بر مفهوم" تاثیر" ارتباط تاکید داشت. از نظر متفکران دیگر مفاهیم "قصد" و "بافت"ارتباط اهمیت اساسی دارند.زیرا بیشتر ارتباط‌گران از ایجاد ارتباط هدفی‌دارند و نیز شرایط اجتماعی ارتباط لزوما بر نحوه‌ی بیان و فهم پیام ها تاثیر می‌گذارد.

ارسطو:

این فیلسوف یونانی اولین دانشمندی است که ‌2300 سال پیش در باره‌ارتباطات ‏سخن گفته‌است. او در تعریف ارتباط در کتاب "علم معانی بیان" که ‌آن را مترادف ارتباط می‌‏دانند، می‌نویسد: ارتباط عبارت است از جستجو برای دست یافتن به‌ کلیه ‌وسایل و امکانات ‏موجود برای ترغیب و اقناع دیگران است. به‌این صورت که‌ برقرار کننده‌ارتباط از‌ هرراه ‌و‎ ‎روش ممکن، طرف مقابل یا مخاطب خود را تحت تاثیر و نفوذ خود در آورده‎ ‎و نظر و ‏عقیده‌خود را به ‌او بقبولاند.

‏ویلبر شرام در کتاب" زندگی و اندیشه‌پیشتازان علم ارتباطات" می‌نویسد:‏
اولین بار رومی‌ها کلمه‌ارتباط یعنی ‏Comunicare‏ را به‌کار بردند. یونانی‌ها پیشینه‌طولانی در ‏‏"سخنوری و بلاغت" دارند. ارتباط ترجمه‌لغت‏ Communication است.

ریشه‌این لغت از کلمه‌‏لاتین Communis است که‌می‌توان آنرا به‎ ‎تفاهم و اشتراک فکر نیز ترجمه‌کرد.یعنی اینکه وقتی که ‌با ‏شخصی ارتباط برقرار می‌کنیم کار ما در‎ ‎حقیقت برقراری یک نوع اشتراک فکر و تفاهم ‏اندیشه‌با اوست.

مفهوم واقعی ارتباط با‎ ‎توجه‌ به‌ریشه ‌لاتین آن (در میان گذاشتن و تقسیم ‏کردن) است. یعنی اینکه فقط‎ ‎یک فرستنده‌فعال و یک گیرنده‌انفعالی صرف نیست، بلکه ‌‏بازخورد یا فید بکFeed back‏ دومی ‌را‎ ‎که تغییر دهنده ‌طرز تلقی اولی است، هم به‌حساب ‏می‌آید. و از آن مهمتر مستلزم شرکت‎ ‎فعال تمام افراد ذی نفع در این روند ارتباطات نیاز است. و ‏ارتباط در این حالت به‌صورت یک‎ ‎چند بعدی با فیدبک در می‌آید.

ارتباط را می‌توان جریانی چند سویه‌‌دانست که‌طی آن دو یا چند‎ ‎نغر به‌تبادل افکار، نظریات، ‏احساسات و حقایق می‌پردازند. و از طریق بکاربردنعلاتمی و پیام هایی که‌معنایش برای آنها قابل درک است، اقدام به برقراری ارتباط می‌کنند‏‌

اگر ما ارتباط را نوعی تلاش‌ آگاهانه‌‏ فرستنده‌ پیام برای سهیم ساختن گیرنده‌ در‎ ‎اطلاعات، عقاید و اندیشه‌اش بد‌انیم،‎ ‎مسئله‌ تفاهم و‌ هماهنگی فرستنده‌ و گیرنده ‌اهمیت اصلی و اساسی پیدا می‌کند. 

بنابراین،‌ هرگونه ‌انتقال پیام بین فرستنده و گیرنده‌ ارتباط محسوب‎ ‎می‌شود. حال این‌ فرستنده ‌انسان باشد یا اینکه یک دستگاه‌مکانیکی فرقی نمی‌کند.‏

دایره‌المعارف ویکی‌پدیا:

ارتباط معادل (communication) و فرایند انتقال پیام از فرستنده ‌به‌ گیرنده ‌به ‌شرط ‌همسان بودن معانی بین آنها است.

فرهنگ لغات "وبستر":

رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه‌ساختن، مکالمه ‌و مراوده‌داشتن، معنا شده‌است.

 

فرهنگ لغات فارسی معین:

ارتباط را به‌معنی ربط دادن، بستن، پیوند و ... آورده‌است.‏

دکتر کاظم‌ معتمد نژاد:

ارتباطات همیشه بر ارادة قانع کردن، انتظار توزیع یا تقسیم داشتن و ضرورت با هم زندگی کردن، استوار است و به همین لحاظ، سه بعد خاص، شامل انتقال، اشتراک و تبادل نظر را در بر دارد.

باید در نظر داشت که در عصر حاضر، اطلاع دادن برای ارتباط داشتن کافی نیست. زیرا استفاده از اطلاعات و به عبارت دیگر، درک پیام‌های ارتباطی، از شناخت ارتباطات، که ضرورتاً وجود رابطه با دیگری، یعنی دریافت‌کننده پیام را ایجاب می‌کند، آسان‌تر است.

در حال حاضر، "ارتباطات" زمینه‌ساز فعالیت‌های بسیار پر اهمیتی است که همراه با پیشرفت‌های فنی ابزارهای ارتباطی و گسترش محتواهای اطلاعاتی‌، بیش از پیش جنبة تجارتی پیدا کرده‌‌است.

دکتر کاظم‌ معتمد نژاد می‌گوید: "واقعیت آن است که جهان بدون برخوردار شدن از شناخت مفهوم‌ها و نظریه‌های مربوط به ارتباطات در جوامع باز و دموکراتیک، ناگهان تغییر کرده است. بنابراین ضرورت ایجاب می‌کند که برای تدارک تعریف دقیق علمی از اطلاعات و ارتباطات، بیشتر فکر و کوشش شود و در مورد جایگاه‌های آن در جوامع معاصر، یک نظریة جامع ارائه گردد. برای نیل به این هدف باید سه بعد خاص ارتباطات، شامل جنبه‌های اجتماعی، جنبه‌های فرهنگی، جنبه‌های اقتصادی آن، طرف توجه قرار گیرند."

ادوین امری‏(Edwin Emery) :

ارتباط عبارت از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به‌شخص دیگر ‏است. برای نمونه‌انسان وقتی‏‎ ‎می‌خندد نشاط و شادی خود را با لبخند نشان می‌دهد.

یا ‏اگر فردی به‌فرد دیگر‎ ‎سلام‎ ‎می‌دهد یا عصر به‌خیر‎ ‎می‌گوید با بیان‎ ‎شفاهی دوستی و ‏صمیمیت خود را به‌او ابراز می‌دارد و در واقع به‌گونه‌ای احساس خود‎ ‎را نشان می دهد.

‌همچنین ‏زمانی که ‌شخصی به‌شخص دیگر‎ ‎کارت تبریک‎ ‎یا نامه‌ای ارسال می‌کند ‌هدف و‎ ‎منظور خود را ‏به ‌شکل علائم نوشتاری ارائه ‌می‌دهد و به این شکل ارتباط برقرار می‌کند.

لی جان ای. آ‌ر(Lee john A.R:

ارتباط را به‎ ‎مفهوم فراگیر ارسال ها و دریافت ها میان محلها و مردم می‌داند. در نظر ‏مسئولان‎ ‎برنامه‌ریزی، ارتباط معمولا به‌معنای حمل و‎ ‎نقل مردم و کالا از راه‌ زمینی، دریایی‏، ‌هوایی و ارسال پیامها از طریق تکنولوژی مخابراتی‎ ‎است.

ولی مفهوم ارتباطات ‌با توجه به ‌ظرفیت اطلاعاتی لازم به‌منظور عملکرد مؤثر جریان ارتباطات در جامعه ‌‌‏معنا پیدا می کند. در نتیجه نمی‌تواند با معنای‎ ‎محدود فوق همخوانی داشته باشد.

گورگن (‏Gorgan‏):

او معتقد است ارتباطات یعنی فراگردهایی‎ ‎که ‌بر مبنای آن انسانها‌همدیگر را تحت ‏نفوذ قرار می‌دهند.

 

کارل‌هاولند (Hovland):

معتقد است؛ ارتباط یعنی از فراگرد انتقال یک محرک (معمولا علامت بیانی) از یک فرد ‏‏(ارتباط گر) به‌فردی دیگر (پیام گیر) به‌منظور‎ ‎تغییر رفتار او است.
مانیوس اسمیت: (smith.M)

هر نوع عملی که ‌بوسیله‌فردی‎ ‎انجام شود که ‌طی آن فرد دیگری بتواند آنرا درک کند ارتباط ‏نامیده‌می‌شود. خواه‌ این‎ ‎عمل با استفاده‌از یک وسیله‌ یا بدون آن انجام شود .

آرانگارن (Aranguren ) :

ارتباط عبارت است از‎ ‎انتقال اطلاعات در محدوده ‌سه‌چیز؛ انتشار (emission) ، انتقال‎ ‎‎(Conduction) ‏ و دریافت‎ ‎پیام (message)

چارلز کولی ‏(Charles Coolly):

ارتباط مکانیسمی‌است که ‌روابط انسانی بر‎ ‎اساس و بوسیله‌آن شکل می گیرد.تمامی مظاهر ‏فکری، ابزار انتقال و حفظ آنها در‎ ‎مکان و زمان بر پایه ارتباط توسعه‌پیدا می‌کند.

ارتباط و ارتباطات تمامی حالات ‏چهره، رفتار، حرکات، طنین صدا، کلمه‌ها، نوشته‌ها،‎ ‎چاپ،‎ ‎راه‌آهن،خطوط هوایی، دریایی، تلگراف،‎ ‎تلفن‎ ‎و انواع ‏وسایلی که‎ ‎اخیرا در سهولت روابط انسانی در مکان و زمان ساخته ‌شده ‌است را در بر ‏می‌گیرد. (این تعریف زمانی جامع ترین تعریف محسوب می‌شد.‏)

کلود شانون و وارن ویور (‏Claude Shannon ‏ & Warren Weaver‏):

ارتباط معرف تمام جریانهایی است که‌ بوسیله‌آن یک اندیشه‌می‌تواند اندیشه‌دیگری ‏را تحت تأثیر قرار دهد به‌عبارت دیگر ارتباط سبب می‌شود که ‌تفکر و احساس انسان در ‏تصاویر، مفاهیم، تمایلات و رفتارها و آثار روانی حالات گوناگونی بوجود آورد.
انجمن بین‌المللی تحقیقات ارتباط جمعی:

وقتی بحث ارتباط می‌شود منظور روزنامه‌ها، نشریه‌ها، مجله‌ها، رادیو و تلویزیون‌ها، ‏ارتباطات دور تلفن، تلگراف و پست است.‌ همچنین ارتباط، چگونگی تولید و توزیع کالا و ‏خدمات مختلفی را که فعالیتهای فوق را به‌عهده‌دارند، است. و مطالعات و تحقیقات مربوط به‌‏محتوای پیام‌ها و نتایج آنها را نیز در بر می‌گیرد

ریموند ویلیامز (‏Riemond Williams‏)‏:

ریموند ویلیامز می‌گوید کلمه ‌ارتباط در زبان انگلیسی نسل کهن به‌معنای انتقال افکار، اطلاعات و رفتارها از شخصی ‏به‌شخص دیگر گفته می‌شد. اما اکنون این کلمه ‌به ‌معنای راه‌ و وسیله‌حمل و نقل از ‏مکانی به‌ مکان دیگر نیز استعمال می‌شود.

البته‌بهتر است وسایلی را که‌ جهت انتقال افکار ‏و اخبار و رفتارهای انسانی از شخصی به‌شخص دیگر استفاده‌می‌شود، ارتباطات نامید. از ‏جمله‌دستگاههای چاپ، تلفن، رادیو و تلویزیون.‏

‏ لاندبرگ، شراگ و لارسن (Laurence&,Sherag Lundberg):

این دانشمندان در تعریفی بسیار کوتاه، ‌ارتباط را انتقال معانی یا پیام از طریق نمادها می‌‏دانند. به‌نظر آنها زمانی که ‌انسانها از طریق نمادها به تأثیرگذاری بر یکدیگر مشغولند یعنی اینکه در ‏ارتباط با یکدیگر هستند.

مکتب فرایندنگر:

ارتباط را فرایندی می‌داندکه به واسطه‌ی آن ارتباط گر یا فرستنده از طریق یک رسانه یا مجرا پیامی را با تاثیراتی معین به گیرنده‌می‌رساند. همچنین برای فرستادن یک پیام نخست باید آن را در قالب رمزگانی مناسب مجرای مربوطه ریخت.

بنابراین، بسته به این که مجرای ارتباط دیداری‌یا شنیداری باشد،اندیشه‌ها را می‌توان در قالب ایما ها، ‌گفتار، ‌نوشتار، ‌تصاویر و غیره رمزگذاری کرد.

ارتباط در آموزش:

ارتباط برقراری رابطه‌بین دو فرد، دو موضوع، دو اندیشه‌یا بیشتر و به‌عبارتی، تفاهم و ‏اشتراک فکر و اندیشه‌بین معلم و دانش آموز یا دانشجویان است.

به‌بیان دیگر ارتباط انتقال پیام از فرستنده‌(معلم) به‌گیرنده‌(دانش آموز) به شرط آنکه ‌محتوا و منظور ‏پیام مورد نظر فرستنده‌ به ‌گیرنده‌پیام انتقال یابد و همینطور بالعکس.

بر اساس مفاهیم و تعاریف ارائه‌شده می توان ‌اینگونه برداشت کردکه ‌فقط انتقال یک پیام نمی‌‏تواند به‌مفهوم ارتباط باشد.


زیر ساخت ارتباطی چیست؟؟؟

زیر ساخت ارتباطی چیست؟ نویسنده: رضاعلی رضایی سواد کوهی - ۱۳٩٠/۸/۱٤

تعریف شبکه ارتباطات زیرساخت چیست ؟

شبکه ارتباطات زیرساخت عبارتست از مجموعه سیستم­های شبکه زیرساخت مخابرات کشور ازجمله مراکز مایکروویو بین­شهری و بین­الملل ، شبکه اصلی فیبرنوری ، ایستگاههای زمینی ماهواره مخابراتی مرتبط با زیرساخت ، مراکز ترانزیت راه دور (PC ، SC وSTP) و بین­الملل (ISC) و Core شبکه دیتا که تأمین ظرفیت انتقال و راه­یابی ترافیکی بین­شهری و بین­الملل مورد نیاز تمامی ارگانها ، سازمانها و اپراتورها را برعهده دارد.

آیا شبکه­های موازی زیرساخت مانند برق‌،راه آهن ونفت میتوانند موازی  باشبکه زیرساخت فعالیت کنند ؟

 خیر، چرا که براساس قانون وظیفه تأمین شبکه ارتباطی زیرساختی منحصراً برعهده شرکت ارتباطات زیرساخت است و ایجاد شبکه­های موازی مشابه توسط سایر اشخاص حقیقی و حقوقی ممنوع است و شبکه­هایی که اشاره شد قبلاً ایجاد شده و صرفاً جهت تأمین نیازهای همان سازمان بوده است .

 مرزفنی زیرساخت با استانها کجاست ؟

مرزشبکه یکپارچه زیرساخت با استانها از نقطه نظر سوئیچ مراکز SCها و PCها است.

معیارهای شبکه مادروتعریف آن چیست ؟

شبکه مادر یا همان شبکه ارتباطی زیرساخت که در سئوال قبلی به آن اشاره شد برعهده شرکت ارتباطات زیرساخت قراردارد وهدف آن عبارت است ازحاکمیت ، مدیریت و ساماندهی در زمینه ایجاد ، توسعه ، تأمین ، نظارت ، نگهداری و بهره­برداری از شبکه    زیرساخت مخابرات کشور و ارائه خدمات ارزش افزوده آن می­باشد که با استفاده از فناوری نوین ارتباطی در راستای سیاستهای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و در قالب طرحها و برنامه های مصوب صورت می­پذیرد.

 در دیگرکشورها نیزشبکه زیرساخت همین معنی رادارد ؟

معمولاً شبکه زیرساخت تحت عنوان Network Infrastructure در بیشتر کشورها مطرح است که  این بخش از شبکه به سرمایه­گذاری بالایی نیاز دارد و به عنوان زیرساختهای مخابراتی مطرح است وظیفه تأمین نیازهای ارتباطی برای تمامی بهر­ه­برداران در بخش کشوری (بین­شهری و بین­الملل) است که در بیشتر کشورها نیز این امر توسط یکی از  اپراتورهای انجام می­پذیرد ( که با توجه به جغرافیای سیاسی ، گستردگی و قوانین حاکم) در کشورها متفاوت است و لذا لزوماً نبایستی درکشورهای مختلف دقیقاً مشابه هم باشند.

 

آیا زیرساخت درآینده توان پاسخگویی به نیازهای روز را دارد ؟

 قطعاً در این زمینه نیاز است که شرکت ارتباطات زیرساخت شبکه خود را با نیازهای روز هماهنگ نماید و با توجه  به توسعه­های انجام شده در بخش انتقال ، سوئیچ و شبکه­ IP و همچنین اقدامات درحال انجام در راستای برنامه پنج سالیه چهارم انشاء... مشکلی نداشته باشیم .

طرح توافق نامه سطح خدمات ‹‹SLA›› در شرکت ارتباطات زیرساخت با چه هدفی در زیرساخت پیگیری می شود؟

با توجه به روند خصوصی سازی در بخش مخابرات کشور قطعاً دو شاخص کیفیت و قیمت از اهمیت بالایی برخوردار خواهندبود، به این ترتیب هر یک از شرکت های مخابراتی باید برای هر یک از خدمات خود یک مشخصه کیفی تعریف کنند. علاوه بر این مقوله هایی چون کیفیت، توصیف خدمات و ویژگیهای آن ، تعرفه، در دسترس بودن و موجود بودن، پشتیبانی خدمات وبه ویژه توافقنامه سطح خدمات نیز با توجه به سطوح کیفیت تنظیم و تعریف می شود به طوری که اگر فراهم آور خدمات نتواند کیفیتی را که مدعی آن است ارائه دهد باید جریمه بپردازد.

برهمین اساس شرکت ارتباطات زیرساخت با بهره گیری از مشاورین مرکز تحقیقات اقدام به تدوین SLA در این شرکت کرد که فاز نخست آن در سال 84 آغاز و در سال 85 به اتمام رسید و برای تأیید و تصویب نهایی به سازمان تنظیم مقررات ارسال شده است فاز دوم پروژه از اردیبهشت 86 از سوی مشاور در مرکز تحقیقات آغاز شده است که تا پایان سال به اتمام می رسد در این فاز علاوه بر تکمیل فاز نخست شامل ( بررسی تجهیزات موجود به لحاظ نرم افزاری و سخت افزاری و همچنین بررسی نیازهای تعرفه ای، نیازهای ساختاری از طریق فرآیند تقاضای خدمات، مدیریت خرابی و فرم های مربوط به آن) مواردی همانند بهینه سازی فرآیندها و ساختارهای سازمانی، ارائه راهکارهای عملی به منظور بهبود مستمر باتوجه به بازخوردهای دریافتی، تدوین SLA برای سایر خدمات، تهیه دستورالعمل برای ارائه خدمات در هر سطح ، تهیه مشخصات فنی برای رفع کاستی ها و ارائه مشخصات فنی مرکز تماس، ارزیابی مدیریت SLA در پروژه های مرتبط، ارائه راهکار برای اتوماسیون تمامی فرآیندهای SLA ، ارائه پیشنهاد قیمت فنی نسبی خدمات، ارائه پیشنهاد در مورد شفاف سازی تعاملات متقابل مدنظر قرارگرفته است.

فاز دو خود نیز شامل سه مرحله و در حال نهایی شدن است مرحله سوم SLA نیز تحت بررسی است.

 در فاز دوم SLA چه مواردی مورد توجه قرار می گیرد؟

 در این مرحله تمامی خدمات زیرساخت با SLA ارائه می شود.

در این مرحله تمامی خدمات شرکت ارتباطات زیرساخت شامل خطوط استیجاری نقطه به نقطه شهری، خطوط استیجاری نقطه به نقطه بین الملل، خطوط ترانزیت، اتصال به اینترنت بین الملل، اتصال به اینترنت کشور، اینترکانکشن بین الملل، شبکه هوشمند سراسری، ویدئوکنفرانس و...... همگی تحت پوشش SLA قرارخواهند گرفت.

برای تبدیل کشورمان به مرکز ارتباطی منطقه (هاب) زیرساخت تاکنون چه فعالیت هایی داشته­اید؟

 ظهور شبکه های ارتباطی نوین، یکی از موارد مهمی است که بهره گیری از فناوری های نو را در دسترسی به اطلاعات وارتباطات بیشتر ازگذشته محسوس است و فناوری های جدید به همین منظور مورد توجه مسئولان این شرکت بوده است لذا علاوه برطرحهای انجام شده در این بخش و اجرای بیش از 35 هزار کیلومتر شبکه فیبرنوری با بهره گیری از فناوری های SDH و DWDM که به عنوان طرح ملی اجرا شده است در زمره شبکه­های برتر کشورهای حوزه خاورمیـانه قرارگرفته است به نحوی که در حال حاضر این شبکه در تمامی نقاط مرزی توسعه یافته است. با توجه به موقعیت مناسب استراتژیک ایران در مسیرهای ترانزیتی و امکان کسب درآمد در بازار کشورهای مجاور، ضمن آمادگی برای اتصال کشورهای همسایه به یکدیگر، امکان اتصال آنان را به شبکه های جهانی فراهم کرده است، بخش بازرگانی اداره کل واگذاری مدارات زیرساخت زمینه های حضور ایران را به عنوان یک شرکت فراهم آور خدمات در دست اقدام دارد و بر همین اساس تلاش شده شرکت ارتباطات زیرساخت را در منطقه به عنوان یک فراهم آور خدمات ارتباطی شناخته  شود.اقداماتی که در این خصوص از سوی زیرساخت انجام شده فروش ظرفیت اینترنت ایران به کشور ارمنستان و ترانزیت ارتباطات این کشور با استفاده از شبکه فیبرنوری زیرساخت برای تأمین ارتباطات مورد نیازش است علاوه بر این ارتباطات اینترنت افغانستان نیز از مسیرهای ارتباطی کشور ما تأمین می شود در سمت عراق نیز ضمن تکمیل اتصال شبکه فیبرنوری زیرساخت در دو نقطه خسروی و بصره مذاکراتی نیز برای تأمین نیازهای ترانزیتی و اینترنتی شرکت های مخابرات عراقی انجام شده است.

ارمنستان و گرجستان نیز از جمله کشورهایی هستند که درخواست اتصال به شبکه اینترنت کشورمان را دارند که ما نیز در حال هماهنگی به منظور اجرای این درخواست هستیم کشور جمهوری آذربایجان نیز در سطح گسترده­ای از امکانات ترانزیتی زیرساخت استفاده می کنند درخصوص اتصال فیبرنوری ایران و پاکستان نیز با اجرای مسیرهای مربوط به آن در پاکستان امکان اتصال متقابل شبکه فیبرنوری دو کشور در سطح گسترده ای وجود خواهد داشت.ازدیگر اقدامات انجام شده در این راستا انجام تجزیه و تحلیل بازار هدف و بازبینی تعرفه های موجود برای تسهیل در تحقق این هدف بوده است.


جامعه شناسی ارتباطات




جامعه شناسی ارتباطا ت



مقدمه


ارتباط انسان ها ، سنگ بنای جامعه انسانی است و بدون آن هرگز به عنوان خصیصه ی انسانی پدید نمی آید از جانب دیگر گسترش ارتباطات الکترونیک ، جامعه جدید را چنان از جوامع پیشین متمایز ساخته است که برخی عصر نو را عصر ارتباطات می خوانند . وسایل ارتباطی ، خود بر گردونه ارتباطی تأثیری شگرف بر جای می گذارند . این وسایل بر خلاف انتظار پدیدهای خنثی و کاتالیزور نیستند . خود نو پدید می آورد و بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند . این وسایل در پیدای عادات تازه ، تکوین فرهنگی جهانی ، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسانها و بالاخره ، کوچک شدن کرۀ زمین و همسایگی ملل دور دست ، سهمی شگرف بر عهده دارد .


ارتباط اجتماعی چیست ؟


ارتباط از نظر لغوی واژه ای است عربی از باب افتعال که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن ، ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معنای بستگی ، پیوند ، پیوستگی و رابطه استعمال می شود . ادوین امری مفهوم ارتباط در معنای عام را ( با توجه خاص به ارتباط اجتماعی ) چنین تعریف می کند : « ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتار های انسانی از یک شخص به شخص دیگر. به طور کلی هر فرد برای ایجاد ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود به ایشان از وسایل مختلف استفاده می کند . موقعی که انسان به دیگری نامه می نویسد ، با کتبی مقصود خود را به نظر او می رساند و با وی ارتباط برقرار می سازد. »
به تعریفی دیگر از موجز ، لاندبرگ ، شراگ و لارسن ، ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادهای چند می دانند . به نظر آنها زمانی که انسان ها از طریق نمادهای چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند ، در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند . از نظر چلز کولی ارتباط را مکانیسمی می داند که از خلال آن روابط انسانها برقرار می شود و بسط می یابد تمامی نماد های ذهنی ، به همراه وسایل انتقال آنان در فضا و حراست از آنان در زمان در محدودۀ ارتباط جای می گیرد . پس ارتباط ، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است .

انواع ارتباط اجتماعی :


ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است و تعالی فرهنگ بدان مربوط است . ارتباط اجتماعی به عنوان محور فرهنگ و حیات جمع ، محدوده ای بس وسیع دارد که در بر گیرنده تمامی صور روابط انسانی است .
این ارتباط انواع مختلفی دارد ؛

ارتباط مستقیم :

ارتباطی است بدون واسطه بین انسان یا انسانها با انسان یا انسا ن های دیگر . گاه ، ارتباط مستقیم آ ن نوع ارتباطی است که بدون نیاز به فرد یا افراد واسط ، وسایل یا ابزار واسط و هم نمادهای واسط یا حامل ( زبان و ...) صورت می گیرد ( ارتباطات اشاره ای ، بدنی ، حرکتی و ...) .

ارتباط جهانی :

با محدود کردن ارتباطات ( درون مرزهایی ملی یا فراتر از آن ) ، ارتباط را به نوع ملی و جهانی یا بین المللی تقسیم می کنند . از این رو ارتباط بین الملی از چهار دیدگاه و با در نظر گرفتن چهار نوع از وسایل و ابزار مطرح می شود :
  • ابزار ارتباط جهانی نظیر تلفن ، تلگراف ، بی سیم و ...
  • ابزار ارتباطی که صورت فرا ملی یافته اند ، نظیر تلویزیون اروپای
  • وسایل ارتباطی جمعی با انعکاس جهانی
ابزار وسایل حمل و نقل که حرکت یا جابجای انسانها را در سطح جغرافیا فراهم می آورد رشد شبکه های حمل و نقل و گسترش ابزار الکترونیک در ارتباطات جهانی ، موجبات پیدای نوعی فرهنگ جهانی را فراهم می آورد .

ارتباط احساس برانگیز :

فرایند ارتباطی است که از طریق سخن یا نمادهای گوناگون برقرار می شود ، بدون آنکه معنای دقیقی ( محتوی ) انتقال یافته باشد . در جریان این فرایند ارتباطی ، صرفا" حالات احساس گونه منتقل می شود و همبستگی اجتماعی و آمادگی روانی مشترک پدید می آورد . این مفهوم در آغاز توسط مالینوسکی به کار رفت .
او در علت کار برد این مفهوم می نویسد : « در جوامع ابتدایی ، زبان به عنوان یک پیوند در فعالیت های انسانی سنجیده شده و جزئی از رفتار انسانی شناخته می شود . زبان در چنین جوامعی شیوۀ عمل و نه یک ابزار تفکر است » امروزه این نوع ارتباط را ارتباطی می دانند که در آن نمادها موجبات انتقال آمادگی های روانی را فراهم می سازند و همبستگی به بار می آورند .

ارتباط معطوف به هدف :

نوعی خاص از ارتباط است که در آن برقرار کنندۀ ارتباط دارای هدفی خاص ، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامه ای مدون است ، نظیر ارتباط پرسشگر با پاسخگو یش .

ارتباط بازتابی :

در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین شده وجود ندارد ، فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ آگاهی در جریان ارتباط قرار می گیرند . انبو های خلق در مواردی چند زمینه چنین ارتباطاتی را فراهم می سازند .

عناصر ارتباط اجتماعی :


پنج عنصر یا رکن در فرایند ارتباط قابل تمیز است : فرسنده پیام ، گیرنده پیام ، پیام ( محتوی ) ، وسیله ارتباط ، اثر ارتباط
فرسنده پیام و گیرنده اش : در اندیشه های جدید ، فرسنده پیام را تنها عنصر تأثیر بخش در گردونه ارتباط
نمی دانند ، بلکه بر این عقیده اند که دیگر ارکان ارتباط ( فرسنده ، وسیله ، ارتباط ) خود دارای تأثیری ویژه اند .

فرسنده - گیرنده و گردونه ارتباط :

الف -عمل وارونه ؛ گیرنده پیام به صور گوناگون امکان می یابد که بر فرسنده تأثیر گذارند و این تأثیر بازگشتی را عمل وارونه می خوانند . نگاه مستمعین خاموش ، حرکت سر و خطو ط چهره آنان ، همه می توانند حاکی از تایید ، یا عدم تایید ، خستگی ، جذب و یا دفع سخن باشد و صاحب سخن را از اطناب یا جاذبه سخنش ، درستی یا ترد در باب گفتارش مطلع سازد و در نیمه راه سخن ، او را به تغییر در نحوه یا محتوای سخن وا می دارند.
ب- بازخورد ؛ تأثیر مخاطب بر فرسنده پیام را برخی با تغییر بازخورد مطرح ساخته اند . در این تعبیر نیز حرکت پیام و تأثیر یک سویه نیست ، بلکه در لحظه از فرایند ارتباط ، شاهد حرکتی از طرف مخاطب به سوی فرسنده پیام هستیم که خود می تواند دوری از تأثیر و تأثر پدید آورد . هر قدر بین فرسنده و گیرنده فاصله یا عوامل واسط بیشتری وجود داشته باشد به همان نسبت نیز تحقق جریان باز خورد دچار اشکال بیشتری می شود .

وسیله - پیام و گردونه ارتباط :

الف- تأثیر وسیله و حدود آن : یعنی پذیزش تأثیر متقابل فرسنده و گیرنده و طرد نظریه های انفعال مخاطب ، بسیاری نیز براثرگذاری وسیله انتقال پیام بر فرایند ارتباطی سخن به میان آورده اند . لیکن ، در این تأثیر حدی است و نباید چندان بر آن تاکید شود . که در ورطه ماده گرایی گرفتار آییم .
ب- فن سازی : هنگامی است که فنون و صاحبان آنان بر حیات انسانی مستولی می شوند و قانون هستی را تعیین می کنند .
ج- شی سروری : هنگامی است که اشیا ارزش گذارند و انسان ارزش خود را از شی یا وسیله اش می گیرد . در این شرایط حجم و مدل ماشین یک فرد شخصیت اجتماعی او را می سازند بدین سان ، با ورود یک وسیله ارتباطی ( نظیر تلویزیون )به خانه یا روستا ، ساکنان آن با دیدن آگهی های پر زرق و برق چنان از خود بی خود می شود که تعادل هستی شان ناپدید می شود . زمانی که در وسیله ای نظیر تلویزیون از شیوه های از راه دور سود بر می گیرند و در جریان آن فنونی بسیار پیچیده نظیر تبلیغات تجاری فرا آگاهی به کار می آیند ، نیازهای خاص می آفرینند ، شی یا کالای را چنان در ذهن انسان ها وارد می سازند که موجبات ابزاری آنان و امحای تعادل را در هستی شان فراهم می سازند .

صاحبنظران ارتباط اجتماعی :

مک لوهان : این متفکر معاصر کانادای بیش از هر نویسنده دیگر به ارتباط مخصو صا"وسایل ارتباط جمعی توجه دارد . مک لوهان وسایل ارتباطی را به سرد و گرم تقسیم می کند . این تقسیم بندی از قابل انتقادترین جهات اندیشه مک لوهان در بحث ارتباطات جمعی است که به نوعی ، سورئالیسم مکنون در تفکر او را به منصه بروز و ظهور می گذارد . به نظر او وسایل ارتباطی سرد شامل آن ابزار یا وسایلی است که موجبات مشارکت بیشتر انسانی را فراهم می سازد . سمینار یا جلسات بحث و گفتگو وسیله ارتباطی سرد تلقی می شوند ( که در جریان آن فقط یک یا چند نفر اندیشه خود را به دیگران منتقل می سازد ، بدون آنکه درصدد پیدای نوعی تبادل فکر بر آیند ) یک وسیله ارتباطی گرم به حساب می آیند و بر اساس همین طرز اندیشه ، مک لوهان رادیو ، سینما و کتاب را در زمرۀ وسایل ارتباطی گرم می خواند در حالی که تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد به شمار می آید . از نظر مک لوهان ، وسیله همان پیام است ، او برای حامل پیام که همان وسبله ارتباطی است تنها رسالت انتقال محض پیام را قائل نیست . به نظرش خود وسیله نیز مظهر و پیام یک عصر است یا آن دنیای دیگر و انسان های دیگر پدید می آید .

دیوید رایزمن : اندیشمند دیگری است که ارتباط را به عنوان محور حرکت جوامع انسانی تأکید دارد . از روزنه ارتباطات می توان سه دوران در تاریخ اجتماعی باز شناخت :
دوران اول ، دورانی است که در خلال آن سنت ها حاکم بر رفتار و روابط انسانی به حساب می آیند . او این دوران را موجد پیدای انسانی می داند که در اصطلاح خود ، « انسان سنت راهبرد » می خواند . در این دوران ، سنت ها به عنوان شیوه های آزموده و تقدس یافته ، موجبات ایجاد تسلسل بین نسل های تاریخی را فراهم می سازد . هر نسل پیوند خود را با نسلهای پیشین از طریق اشتراک سنن باز می یابد و همین موجب می گرددکه وحدت و هویت اقوام انسانی تأمین شود .
دوران دوم : از دیدگاه رایزمن ، دورانی است که در آن با کاهش اهمیت سنت ها در هستی چه همه از الگو هائی یکسان در حیات اجتماعی تبعیت نمی کنند . در این شرایط به عزم این دانشمند تاریخ شاهد پیدای و بعد تکثر انسانهایی خاص است که وی « دوران راهبر » می خواند .
دوران سوم : را رایزمن دوران پیدای انسان « دگر راهبرد » می داند . دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده های چون هدایت از راه دور ، بتواره پرستی ، شی سروری و همراه با آنان از خود بیگانگی . در این دوران ، عده ای با استفاده از قدرت جادویی این ابزار موفق می شوند ، توده ها را تحت تأثیر قرار دهند ، از تنوع حیات انسانی بکاهند و الگو های خاص فکری و مصرفی پدید آورند . عصر مصرف گرای ، پیدایی مصرف تظاهری و امحای حریم زندگی تولد یافته است . با فنونی چون تبلیغات تجاری فرا آگاهی با برجسته سازی آگاهی های تجاری از طریق ارسال آنان در لابلای پیامهای خبری بسیار با اهمیت ( که خود نشان از سوء استفاده از علاقه ذاتی به اطلاع دارد ) می توان موجبات مسخ انسان ها و هم « بلع » مطلب را فراهم ساخت .

اثرات وسایل ارتباط جمعی :


دیدگاه های افراطی :


برخی را عقیده بر این است که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند . نسلی که با نسل های پیشین بسیار متفاوت است . غرق در فضای ارتباطی جدید آکنده از دانستهای پیچیده ای است که حتی به هنگام فراغت از آن متمتع می شود . لازلر سفلر و مرتن در تشریح عقاید این عده از متفکران می نویسد : « بسیاری تحت تأثیر همه جایی بودن ارتباطات جمعی و قدرت بالقوه آنان به سختی هراسان شده اند . در سمپوزیومی ، یکی از شرکت کنندگان نوشت : قدرت رادیو را می توان با قدرت بمب اتم مقایسه کرد . اینان عقیده بر این است که وسایل ارتباط جمعی جدید ، ابزاری بس نیرومند که می توان از آنان در راه خیر یا شر با تأثیری شگرف سود بر گرفت و چنانچه کنترل مطلوب وجود نداشته باشد ، امکان استفاده از این وسایل در راه دوم بیشتر است . » ژان کازنو درباره همین طرز اندیشه می نویسد : « این اندیشه در نظر مردم ، چه عادی و چه تحصیل کرده ، رواج یافت که وسایل ارتباط جمعی قدرتی فوق تصور دارند و می توانند افکار فلسفی و سیاسی را منقلب نمو ده شکل تازه ای بدان بخشند و به اختیار تمامی رفتار ها را هدایت نمایند . براساس همین اصل ، این عقیده رواج یافت که مبارزات انتخاباتی از طریق تلویزیون ، موجبات القای انتخاب کنند گان را فراهم می آورد ، زیرا حزبی که بیش از همه از تلویزیون استفاده می کند . لزوما" از انتخابات پیروز بیرون خواهد آ مد . » کسانی که بر این عقاید تند تأ کید می ورزیدند ، از کار برد وسایل ارتباط جمعی ، خصو صا" رادیو توسط هیتلر و رئیس تبلیغاتش دکتر گوبلز تأ ثیر بر گرفت اینان بر ساز و کارهایی چون هدایت از راه دور ، آدمک سازی ، اثر بلع و مخصوصا" تأ ثیر بازتاب های شرطی تأ کید دارند . نظر این عده در دنیایی که امکان انجام عمل یا رفتار خاص با اعمال فشار میسر نیست ، پس باید به ذهن و انسان ها رسوخ کرد و از این طریق اندیشه آنان را در جهت خواست خود جهت بخشید .

تعدد وسایل ارتباط جمعی و خنثی سازی اثرات :

در جامعه ای که دولت انحصار وسایل خبری را به طور نسبی در اختیار دارد ، تأ ثیر این وسایل با جامعه ای دیگر که در آن شاهد تعدد وسایل خبری و مکانیسم های مختلط آن هستیم یکی نیست . در شرایط انحصار ، گوینده های خبری مشخصی با دیدگاه های مشخص وجود دارند ، اخبار از کانال های معین و یکسانی می گذارند و در نها یت مشتریان خبری در مورد هر حادثه یک نوع خبر و یک نوع تفسیر خبری می یابند . در حالی که به بیان کازنو ، « در یک جامعه لیبرال که در آن همواره وسایل ارتباط جمعی تحت نظارت دولت نیستند ، ممکن است اثرات تلویزیون (وسیله دولتی ) با فلان روزنامه خنثی شود . » پس به انحصار آوری وسایل ارتباط جمعی هر قدر هم که نسبی و محدود باشد ، می تواند موجب بروز تأثیراتی چشمگیر از جانب وسایل ارتباط جمعی بر افراد شود ، اماّدر شرایط پیدای انحصار ناقص و یا آنگاه که در یک جامعه وسایل ارتباط جمعی در اختیار گروه های گوناگون است ، اثرات این وسایل نسبت به شرایط اول کمتر خواهد بود .


مباحث مرتبط با عنوان :


تازه های علمی/کشفات جدید/مشاوره/سلامت/برنامه ریزی کنکوری و ...

تازه های علمی/کشفیات جدید/مشاوره/سلامت/برنامه ریزی کنکوری و...


ارتباط چیست؟

جهان امروز را عصر ارتباطات نامیده اند. دیوارهای رفیع یکی پس از دیگری در حال فروریختن هستند و یا فرو ریخته اند. وسایل ارتباط جمعی، ماهواره های کوچک و بزرگ ، امواجشان به نقاط دور، نه تنها شهرهای بزرگ بلکه به روستاهای کوچک دنیا هم رسیده و در حال رسیدن است.
در دنیای ارتباطات امروز وضعیت سابق دگرگون شده است و به ظاهر وضع سابق و نظم حاکم بر جهان گذشته جای خود را به نظم به ظاهر نوین جهانی می دهد.
وضعیت گذشته دچار تزلزل شده است و برخی از جوامع و حکومتها رو به تزلزل می رود. این خود دگرگونیها و تغییرات و دگرگونیهای شگرفی که در عالم اتفاق افتاده است، در دانش و نگرش و رفتار و روابط، هم تغییر ایجاد کرده است.
این وسایل جدید ارتباطی، انسانها را به ظاهر بهم نزدیکتر کرده است، اما قلباً و از نظر روحی و معنوی از یکدیگر دور هستند فرآیند ارتباطات انسانی در محدوده روابط بشری شکل می گیرد.
ارتباط و ارتباطات چیست؟ ارتباط در لغت به معنی ربط داشتن و پیوستگی داشتن است که کلمه مربوط و رباط و رابط نیز هم ریشه هستند. رباط نیز به محل کاروانسراهای قدیم می گویند که محل تلاقی کاروانهای تجاری، زیارتی و سیاحتی بوده است. ارتباط هم به عمل ارتباط برقرارکردن می گویند. ارتباط و وسایل ارتباطی امروزه نکته مهمی است که در اکثر علوم مورد بحث قرار گرفته است.
ارتباطات دارای معانی متعددی در اقوام و ملل و علوم مختلف می باشد. بعضی از محققین غربی که خود پایه گذار دیدگاههای جدید می باشند، ابراز داشته اند که این ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی جدید اگر چه از جهات مختلفی سودها و منافع فراوانی برای بشر داشته است که می توانند استفاده ها و بهره های عامی را از دورترین نقاط دنیا ببرند، اما آثار خوبی را نیز در پی داشته است.

ارتباطات اجتماعی به 8 دسته تقسیم می شوند:

1 . ارتباط مستقیم
2. ارتباط اجتماعی
3. ارتباط احساس برانگیز
4. ارتباط معطوف به هدف
5. ارتباط بازتابی
6. ارتباط حرکتی
7. فرا ارتباط
8. ارتباط اجتماعی

ارتباط و ارتباطات اجتماعی در جامعه دارای آثار فراوانی است. در جوامع بشری مشاهده می شود که در گذشته اگر بحث بر این بود که فرهنگ جامعه را در عرض 20 سال می توان تغییر داد، مدتی قبل قانع شدند که می توان در طی 1 سال با وسایل ارتباط جمعی جدید فرهنگ جامعه را تغییر داد. امروزه سخن بر این است که نیاز به سالها و ماهها نیست، بلکه در طی چند روز و حتی مدت زمان کوتاهی قادر هستند ، فرهنگ جامعه ای را مورد حمله قرار دهند، حکومتی را ساقط سازند، حکومتی را در نقطه ای از دنیا با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها، برقرار کنند و در حکومت بنشانند.
ارتباط از خویشتن آغاز می شود. ارتباط از خویشتن و شناخت خویشتن به معنای سرآغاز ارتباط است. از هر چشم اندازی که بنگریم هر ارتباطی که پای انسان در آن کشیده شده است، به این نتیجه می رسیم که از خود شروع شده است.

 

 

 

مهارتهای اجتماعی

مهارتهای اجتماعی، به آن گروه از مهارتهائی گفته می شود که اشخاص در روابط و تعاملات میان فردی خویش به کار می روند.

مهارتهای اجتماعی به شخص کمک می کند تا با دیگران به شکلی ارتباط برقرار کرده که بتواند از حقوق خویش، دفاع کند، وظایف خود را به شکل مناسب و منطقی انجام دهد، در رابطه با دیگران دچار کشمکش و درگیری نشود، مردم گریز یا مردم ستیز نباشد بلکه با مردم روابطی دوستانه، آزادانه و صمیمانه داشته باشد.

مهارتهای اجتماعی شامل : توانائی ها، دانائی ها و آگاهی های اجتماعی افراد است که باعث انجام رفتارهای هدفمند و همراه با رضایت و موفقیت می شود.

مهارتهای اجتماعی در برگیرنده مجموعه ای از گفتارها و رفتارهای آشکار و نهان و نیز ارتباط های کلامی وغیر کلامی است.

در ارتباطات میان فردی، برای دستیابی به موفقیت و رضایت، راه های گوناگونی وجود دارد بنابراین شخص خود باید تصمیم بگیرد و مناسبترین روش را گزینش کند. برای گزینش بهترین راه، لازم است که شخص راه های موجود، معایب و محاسن هر کدام و تأثیرات احتمالی آنها را بررسی کرده و بشناسد.

ارتباطات، مختص به انسان نیست، اما در ارتباطات انسانی، بسیار پیشرفته، گسترده، زیبا، پویا و در عین حال پیچیده است. انسان کوشا، دانا و توانا می تواند پا را از رویدادهای کنونی فراتر گذارد. انسان زنده اندیش و نو اندیش می تواند در مورد گذشته یا آینده، در مورد رویدادی جزئی یا کلی، ذهنی یا عینی، به بحث و تبادل نظر بپردازد. این نوع روابط فردی و اجتماعی، انسان را قادر می کند تا به کمک ایجاد، حفظ و پایان دادن روابط، تماسهای مثبت، موفق و معنا داری با سایر انسانها، برقرار کند.

ارتباطات از طریق گفتار یا رفتار صورت پذیرفته که می تواند کلامی یا غیر کلامی باشد. پژوهشگرانی نظیر کندون و پلاچیک معتقدند که رفتار غیر زبانی می تواند به شکل کامل، جایگزین گفتار شود یا مکمل رفتار زبانی باشد.

 

به قول خواجوی کرمانی :

ز تو با تو راز گویم به زبان بی زبانی                                         به تو از تو راه جویم به نشان بی نشانی

حرکات دست، پا و چهره و نوع نگاه، در زمره مهمترین و مؤثرترین شیوه های ارتباطات غیر کلامی هستند. حرکات چهره و بویژه لبخند و نوع نگاه، از اهمیت بسیاری برخوردار است. در بیشتر موارد، پدرها و مادرها از طریق نگاه، به فرزندان خود، مطالب را می فهمانند یا گوشزد می کنند. لئوناردو داوینچی نقاش و اندیشمند بزرگ ایتالیائی، نمودها و جلوه های گوناگون و فراوانی را که متناسب با احساسات و عواطف مختلف، در چهره نمایان می شود به دقت بررسی کرده و نشان داده است، مانند : لبخند ژوکوند در تابلوی مونالیزا. لئو تولستوی رمان نویس و هنرمند بزرگ جهان در آثار ادبی خویش ، 97 نوع لبخند و 85 نوع نگاه را توصیف کرده است.

به قول شاعر نکته بین ، نکته دان و نکته سنج :

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

گوش کن! با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی، که زبان من و توست

 

 

 

نکاتی برای ارتباط موثر:

 

 

 

دانستن چگونگی رفتار با مردم به اندازه شایستگی های فـنـی و مـدیریتی اهمیت دارد. به بدترین کارفرمایی که تـاحـال داشـتـه ایـد فـکر کـنـید. بـیـاد آوریـد کـه چطـور فقدان مهارتهای رفتار با دیگران در او باعث دلسردی و عدم بهره وری دیگران و خروج شما با نا امیدی گردید.

 

یک انسان موفق نیمی کارمند است، نیمی سیاستمدار.او می داند کار کردن با دیگران بخصوص در دنیای کنـونـی کـه مملو از انسانهای دمدمی مزاج و زود رنج اسـت، روال ارتباطی خاصی را می طـلبد. او سـخـن یـکـی از بــزرگان جامعه شناس کـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشید با مخلوقات منطق طرف نیستید،بلکه بامخلوقـات احـساسـات،مـوجوداتـی که سرشارازتبعیض،روحــیات پیشداوری و تعصب می باشند، و با غرور و خودبینی دست بگریبانند طرف هستــید،" را مد نظر دارد.

 

در ایـن قسمت برخی از قـوانـیـن اصـلـی ارتـبـاطات انـسانی در فضای کاری را مشاهده میکنید. برای مهارت یافتن در آنها، باید این قوانین را جزئی از خود درآورید.

 

1- دیگران را با نام صدا بزنید

 

این خوشایند ترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام فردی را بکار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یک ابزار ساده فریبنده برای کاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا که یک نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، "علی، امروز خوب هستی؟" آغاز کنید.

 

 

 

 

 

2- اشتباه خود را بپذیرید

 

ممکن است تصورکـنید که اگر اشتباهی که مرتکب شده اید را بگردن نگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این کار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط کـار یکی از ستوده ترین اعمال است چون اندک افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد که چـگونه تـکبـر و خـودخـواهـی را کنار گذاشته و بپذیرید که کامل نیستید. فقط در این کـار زیاده روی نکنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یک جمله "من اشتباه کردم و متوجه آن میشوم،" کفایت میکند.

 

3- دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید

 

اندک افرادی در بین ما، که معمولا عقل کل خطاب میگردنـد، بـنـظر می رسد اینگونه فکر میکنند که هیچ کسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمیباشد. جزء این گروه از افراد نباشید. به قابلیتهای دیگران اعتماد کنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن کارها به بهتریـن وجـه ممـکن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یک فرد او را تشـویـق بـه انـجـام کـارها با حداکثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.

 

4- علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید

 

"کارها خوب پیش میره علی جان؟خوبه، میشه این پرونده ها رو برام چک کنی؟" این به معنای ابراز علاقه نبوده و بیشتر به دوستی خاله خرسه شباهت دارد. هر فردی در دفتر کار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراکی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات کسب کنید.

 

اگر یکی از همکاران شما گفت که شرکت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید-- حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها میتوانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا کنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند که دیگران آنها را بخاطر داشته باشند.

 

5- از دیگران تعریف و تمجید نمایید

 

فقط نگویید "خوب بود." در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید که در مورد آنچه که فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. "علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره کردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،" این یک مثال خوب است. در عین حال سعی کنید به ندرت و فقط زمانی که واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان کنید که مانند یک نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

 

6- مراقب حرفهایتان باشید

 

اگر تصمیم پیگیری کاری را ندارید، نگویید که آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با کلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در مـورد کـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید کرد.

 

7- قدردانی و سپاسگزاری کنید

 

اگر فـردی لـطفـی به شما کرد، و یا برای انجام کاری برای شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردید کـه بـه این سـعی و تـلاش آگـاه شوید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و کسـی بــه شما بدهکار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـکر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل کنید.

 

8- با فکر و با ملاحظه باشید

 

هـرگز تـصور نـکیند که دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد کـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تک تک کلماتی که شخص بـیـان می کنـد را بـرای یـافــتن یک رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت کـردن فکر کنید و مطمئن شوید که هیچ ابهامی که باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.

 

همچنین میتوانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممکن است عمیقا" اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید که دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فکر میکنند. بجای مـشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت کنید، اما میتوانید بگویید، "من متوجه هستم شما چه می گویید."

 

9- از خود گذشتگی کنید

 

گه گاهی از مکان شغلی خود خارج شده و به دیگران در کـارهـایشـان کـمک نمایید. این عمل را بدون اینکه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، "کمک لازم نـداری؟" یــک تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط کـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری میکنید، چرا که مهربانی همیشه بازمیگردد.

 

10- متواضع و فروتن باشید

 

تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران و اشخاص مافوق نـتـیجه عکس به همراه خواهد داشت. هیچکس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر میــخواهید کمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، کافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. کامیابیـهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا میکنـند کـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینکه مرتب صحبت از آن بمیان آورید.

 

11- به حفظ آبروی دیگران کمک کنید

 

هـر کسی اشتباه می کـنـد. بــه دفعه قبلی که اشتباهی خجالت آور مرتکب شدید فکر کنید. دوست نداشتید کسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را کـوچـک جلوه داده و از جدیت آن بکاهد؟ پس همین کار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی که شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتکب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش کاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد این شـرکـت هـم مـمـکـن است پیش بیاید." با این کار به او و به دیگران اطمینان میدهید که دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید.

منبع:http//www.blogfa.com.layouts/sormeh/puce.menu.gif

ملاک های سنجش میزان توسعه جوامع در عصر اطلاعات چیست؟

ملاک‌های سنجش میزان توسعه‌ جوامع در عصر اطلاعات چیست؟

ملاک‌های سنجش میزان توسعه‌ جوامع در عصر اطلاعات چیست؟
ارتباطات > جامعه‌اطلاعاتی  - همشهری‌آنلاین:
در عصر اطلاعات، مصداق‌های باسواد بودن متحول شده است و بر همین اساس مفهوم سواد اطلاعاتی شکل گرفته است تا معیار تشخیص افراد با سواد اطلاعاتی از افراد بی‌سواد اطلاعاتی را بتوان شناخت.

به گزارش ایسنا، به جرات می‌توان گفت که اکثر افراد جامعه کم و بیش از فن‌آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی متاثرند و اطلاعات، کلیه زیرساخت‌های جوامع را متحول کرده است و موجب شکل‌گیری نظام‌های اطلاعاتی نوین در عرصه جهانی شده است که ظهور جامعه اطلاعاتی یکی از رهاوردهای عصر اطلاعات به شمار می‌رود.

دکتر محمد حسن‌زاده در کتابی با عنوان عصر اطلاعات و دولت دسترس‌پذیر که اطلاعات این گزارش از آن برگرفته شده سعی کرده است تا به تبیین ویژگی‌های عصر اطلاعات و تدوین معیارهایی برای دسترس پذیر کردن دولت در این عصر بپردازد.

بر اساس مفاهیم بخش نظری، میزان استفاده جوامع از فن‌آوری‌ اطلاعات یا همان ضریب نفوذ در جوامع فعلی به تشکیل یک طبقه‌بندی منجر شده که پیامد عمده آن شکاف دیجیتالی نام گرفته است که به معنای وجود نابرابری در دسترسی و استفاده از فن‌آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی بین کشورهای توسعه یافته و عقب مانده است.

اما شکاف دیجیتالی، کشورهای جهان را از نظر استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی به «شمال- جنوب» یا «مرکز- ‌پیرامون» تقسیم می‌کند و چالش‌های مهمی را در روند توسعه و بهبود کیفیت دسترسی جوامع جنوب به ابزارها فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات به وجود می‌آورد.

به علاوه جوامع شمال نیز در میزان بهره‌مندی و بهره‌وری از اطلاعات در دسته بندی‌های مختلف قرار گرفته‌اند، میزان توسعه پهنای باند و کاهش هزینه‌های دسترسی به اطلاعات، تلاش‌ها پیرامون دیجیتالی کردن اطلاعات و اسناد و گسترش کتابخانه‌های دیجیتالی نیز بر جوامع جهانی موثر بوده است.

  • ملاک‌های سنجش میزان توسعه جوامع در عصر اطلاعات

امتیازبندی جوامع از نظر ضریب نفوذ فن‌آوری، یکی از ملاک‌های سنجش میزان توسعه جوامع در عصر اطلاعات به شمار می‌رود. در این زمینه می‌توان از شاخص‌های توسعه جهانی بانک جهانی نام برد.

اطلاعات و آمارهای منتشر شده در این گزارش‌ها از جمله منابعی است که معیارهای توسعه یا عدم توسعه‌یافتگی کشورها را در فن‌آوری‌های اطلاعات وارتباطات مشخص می‌کند.

در فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، شاخص‌های توسعه جهانی، میزان پیشرفت و بهبود را در مواردی از جمله روزنامه‌ها، تلویزیون‌های خانگی، رایانه‌های شخصی، کاربران اینترنتی، تعداد مدارس متصل به اینترنت، تعداد مشترکان پهنای باند اینترنت، میزان پهنای باند اینترنت در مقیاس جهانی، تعداد سرورهای اطلاعاتی اینترنت، سبد خرید اینترنت، هزینه‌های استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی مد نظر قرار می‌دهد.

  • مصداق‌های باسواد بودن متحول شده است

طبق برخی تعاریف، به مهارت‌هایی که افراد برای ادامه حیات، ‌زندگی و کسب و کار رد جامعه اطلاعاتی نیاز دارند، سواد اطلاعاتی می‌گویند؛ سواد اطلاعاتی و سواد عملیاتی (توانایی خواندن و استفاده از اطلاعات در زندگی روزمره، تشخیص نیاز اطلاعاتی، جست‌وجوی اطلاعات برای تصمیم‌گیری آگاهانه) بسیار به یک دیگر نزدیک‌اند.

  • لازمه سواد اطلاعاتی

به گفته کارشناسان لازمه سواد اطلاعاتی، توانایی کنترل اطلاعات تولید شده رایانه‌ها و رسانه‌های ارتباط جمعی است. تحولات اجتماعی و فن‌آورانه نیازمند مهارت و دانش جدید است.

مروری بر تعاریف فوق و سایر تعاریف در منابع مختلف مشخص می‌کند که وجه تشابه همه آن‌ها در مهارت‌های افراد جامعه برای استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعاتی در جنبه‌های مختلف زندگی است.

  • شکل‌گیری طبقه‌بندی‌های سیاسی دولت الکترونیک

شاید مهم‌ترین وجه غالب تاثیر فن‌آوری اطلاعات را بتوان در تحولات گسترده ساختارهای دولتی و حکومتی جوامع دانست. این امر از آن جهت مهم است که دولت همواره بزرگ‌ترین گردآورنده، کاربر، نگه‌دارنده و تولیدکننده اطلاعات است. شکل گیری مفاهیم جدید هم چون اصطلاح دولت الکترونیک را می‌توان نمونه عینی این تحولات نامید.

  • هدف اصلی پیدایش دولت الکترونیکی

هدف اصلی پیدایش دولت الکترونیک، تعیین روشی مناسب برای دسترسی هرچه بهتر و بیشتر شهروندان به اطلاعات و خدمات دولتی، اصلاح کیفیت خدمات و ارائه فرصت‌های بیش‌تر برای مشارکت در فرآیندها و نهادهای مردم سالار است.

بدیهی است کلیه این فرآیندها در قالب بهره‌گیری از الگوهای فن‌آوری اطلاعات در سازمان‌های اداری و اجرایی دولت رخ خواهد داد. اگر بپذیریم که دولت الکترونیک عبارت است از ارائه خدمات دولتی و اطلاعات به عموم با استفاده از ابزارهای الکترونیک یا استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی برای ارتقای دولتی کارآمدتر پس پذیرفته‌ایم که ماهیت و حقیقت دولت الکترونیکی در بهره‌گیری آن از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی نهفته است.

گرچه دولت الکترونیک را در قالب اصطلاحات مختلف و متنوعی نظیر «دولت دیجیتالی»، «دولت آنلاین»، و «دولت مجازی» نام گذاری کرده‌اند، با این حال کارکردها و تعاریف همه این اصطلاحات تفاوتی با یکدیگر ندارد.

  • شکل‌گیری اصطلاح دولت الکترونیکی در دهه 1900

اصطلاح دولت الکترونیکی و سایر واژه‌های مشابه، در آخرین سال‌های دهه 1900 شکل گرفت اما تاریخچه استفاده و بهره‌گیری از فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در سازمان‌های دولتی به قدمت تاریخچه اختراع رایانه است.

نوشتارها و پژوهش‌های مرتبط با دولت الکترونیک نیز از نظر ساختار موضوعی به موازات توسعه و پیشرفت فن‌آوری‌ها متحول شدند.

برای مثال در سال‌های اخیر و با اختراع و توسعه شبکه وب جهانی، زیرساخت‌های اجرایی و تئوریکی دولت الکترونیک نیز تغییر کرده و اکنون مفاهیمی نظیر «دموکراسی مجازی» و « دموکراسی الکترونیکی» در قلمرو دولت الکترونیک شکل گرفته است.

به اعتقاد محمد حسن‌زاده در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای توسعه یافته تلاش‌های گوناگونی برای هنجارسازی و تدوین مقررات در حوزه دسترس‌پذیری وب‌سایت‌های خدمات دولت الکترونیکی انجام شده و نمادهایی برای این مهم تصویب شده است.

اما در ایران به دلیل آغاز دیرپای ورود به عرصه مجازی و رشد شتابان تمایل به استفاده از قابلیت‌های دنیای مجازی، شکاف عمیقی بین وضعیت آرمانی و موجود محمل‌های ارائه خدمات دولت الکترونیکی به وجود آمده و تلاش‌های جدی در این زمینه انجام نشده است و همین امر سبب شده است که تبیین مفهوم ابعاد دسترس‌پذیری دولت در عصر اطلاعات ضرورت بیش‌تری پیدا کند.

 منبع:گزارش ایسنا.

 


ارتباط مردمی

مقدمه

یکی از مقوله‌های چالش برانگیز در دنیای مدرن چگونگی ارتباط با مردمانی است که هر روز با آنان مواجه هستیم. این معضل شاید در دهه‌های گذشته به اندازه امروز چندان بحث برانگیز نبوده است چه آنکه جهان کهن با خود رسم‌ها و هنجارهایی به همراه داشت که ارتباط نیز جزء لاینفک آن محسوب می‌شد. اما اینک دنیای صنعتی و تراکم و انبوه اعمال روزانه این امکان را به سهولت ایجاد نمی‌کند. در نتیجه چگونه ارتباط برقرار کردن یکی از دشوارترین فرایندهای ارتباطی است.



تصویر

ایجاد شرایط مناسب برای مخاطب

برای بحث کردن نیاز است که تمامی شرایط روحی ، جسمی ، فیزیکی و محیطی فرد را در نظر بگیریم به گونه‌ای که این عوامل ثانویه باعث پیش داوری و یا قطع بحث نشود بلکه شرایط باید آن‌چنان مناسب باشد که فرد خود اشتیاق به ادامه صحبت داشته باشد. ما می‌توانیم برای بهتر استفاده کردن از این عامل مهم ارتباطی ، محیط‌های سرسبز و یا دعوت کردن فرد به صرف چای در یک محیط آرام یا در کنار یک آبشار را به فرد پیشنهاد کنیم. زیرا زمانی که فردی به چنین محیطی دعوت می‌شود، خود را برای صحبت آماده کرده است و در واقع تا آماده نباشد این دعوت را قبول نمی‌کند. در نتیجه با قبول این دعوت شما می‌توانید برای انجام یک گفت وگو شرایط را مناسب بدانید.

کسب اطلاعات پیرامون موضوع

در شروع گفت‌وگو سعی کنیم از موضوعات جدال‌آفرین و پرخاشگر شروع نکنیم. مثلا زمانی که در یک محیط دلباز هستیم اول سعی کنیم درباره طبیعت و محیط صحبت کنیم و بعد وارد بحث شویم. در ضمن برای صحبت در مورد یک موضوع باید اطلاعات و معلومات نسبت به آن را داشته باشیم و یک شناخت نسبی هم از طرف مقابل وجود داشته باشد.

چگونه شروع به صحبت کنیم

بعد از صحبت کردن در مورد پیرامون‌مان و یا موضوعاتی که بحث‌انگیز نیست می‌توانیم با کلمات «خب، از آن موضوع چه خبر؟» ، «بگو ببینم چطور شد؟» و با یک احساس همدردی شروع به صحبت کنیم و وارد موضوع اصلی شویم ما باید به گونه‌ای این بحث را سر بگیریم که هم مفاهیمی که در ذهن ماست انتقال دهیم و هم اشتیاقی ایجاد کنیم که فرد به ادامه بحث تمایل نشان دهد. برای این کار لازم است منافع شخص مقابل را در نظر بگیریم و سعی نکنیم صحبت‌های ما مقاومت فرد را برانگیزد.

حتی اگر در شروع احساس کردیم که فرد در حال مقاومت کردن است با همدردی و فاش کردن درونیات فرد مقاومت او را کاهش دهیم. ما باید آنقدر اطلاعات راجع به موضوع بحث داشته باشیم تا بتوانیم با فرد همدردی کنیم و خودمان را جای او بگذاریم و به درونیات ذهنی او پی ببریم. به زبان عامیانه متوجه شویم که او اکنون در چه فکری است و زمانی که ما بتوانیم فکرش را دریابیم با بیان چیزی که او درصدد پنهان کردنش است مقاومت او را می‌شکنیم.

تعریف و تمجید

سعی کنیم در صحبت کردن از نقاط مثبت فرد شروع کنیم. مهم نیست درجه این نقاط مثبت در فرد به چه اندازه‌ای است مهم این است که این نقاط برای ما چقدر مهم است. یعنی ما می‌توانیم با بزرگ شمردن این نقاط مثبت او را برای شکوفا کردن آن تشویق کنیم و در واقع فرد را به سمتی رهنمود کنیم که خودمان علاقه داریم و می‌خواهیم بحث مان به آن سمت ادامه یابد. مثلا به او بگوییم شما خیلی انتقادپذیر هستید و برای این که خود فرد از این صفت خود مطمئن شود یک مثال برای او بزنید و بگویید من توجه کردم زمانی که به شما می گوییم این طرز رفتار با فرزندتان در میان جمع درست نیست شما به جای اینکه ناراحت شوید و یا حتی از دست من عصبانی شوید سعی می‌کنید رفتارتان را با کودکتان تغییر دهید، در این مثال فرد ممکن است آنقدر از دست کودکش خسته شده باشد که نخواهد واکنش نشان دهد. ولی تعبیری که ما از رفتارش می‌کنیم فرد را به تغییر رفتار سوق می‌دهیم و این نوعی تقویت است که در گفت‌وگوها مؤثر می‌باشد.



تصویر

آگاهی از حس مخاطب نسبت به خود

ما باید از حسی که فرد نسبت به ما دارد آگاه باشیم و از این حس برای ادامه گفت وگو استفاده کنیم. سعی کنیم بدانیم فرد به چه اندازه‌ای به ما علاقه دارد و با توجه به این علاقه ما می‌توانیم به نفع شخص صحبت کنیم. زیرا زمانی که نفع شخصی خود را در نظر نمی‌گیریم و در عوض منافع او برایمان محترم است فرد احساس راحتی به او دست می‌دهد و می‌داند که کسی حامی او هست و ضرر را تقبل می‌کند. بطوری که اگر یک قسمت بحث به ضرر فرد باشد آن را قبول می‌کند و هیچ اعتراضی در میان نیست.

خودفاش‌سازی

در ادامه بحث برای اینکه موضوع روشن شود، یک مثال زنده در مقابل فرد نشان دهیم، می‌توانیم یکی از مشکلات خودمان را و یا مشکل یک فرد نزدیک که هر دو طرف می‌شناسند. البته با اجازه فرد ثالث و یا این که بدانیم فرد ثالث از این که کسی این موضوع را بداند ناراحت نمی‌شود، بازگو کنیم. این باعث می‌شود که فرد مشکل خود را یگانه مشکل دنیا نداند و یا حتی با راه‌حل‌هایی که دیگران برای مشکل خود در پیش گرفته بودند و موفق شدند مشکل خود را حل کند.

مخاطب خود را دوست داشته باشید

ما باید سعی کنیم آنقدر احساس همدلی و همرنگی با مخاطب داشته باشیم که در ضمیر ناخودآگاه او را دوست داشته باشیم و علاقه‌مند باشیم به اینکه مشکل‌اش را حل کنیم. کارل آر. راجرز را بیشتر به خاطر کار در روان‌درمانی می‌شناسند و این کار او در شکل‌گیری نظریه‌اش نیز تأثیر داشته است. او معتقد بود که برخی روابط در زندگی روزمره موجب افزایش کارکرد مناسب روانی می‌گردد. در بحث ارتباطات می‌گوید برای داشتن یک بحث سالم و ادامه یافتن آن به ۳ اصل اساسی باید توجه کرد:
  • پذیرفتن فرد بدون قید و شرط
  • همدلی و همدردی
  • صداقت و همرنگی

پذیرفتن فرد بدون قید و شرط

یعنی فرد را با تمامی خوبیها و بدیها پذیرفتیم و برای پذیرفتن آن شرطی نگذاریم مثلا نگوییم چون شخصی پولدار نیست نباید با او در مورد این مسأله صحبت کرد و یا اگر احساس کنیم که عقیده او با عقاید ما در یک خط سیر نمی کند با او وارد مذاکره نشویم ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی و شرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت می‌کنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل به چیز دیگری توجه نکنیم و سو گیری نداشته باشیم این یعنی پذیرش بی‌قید و شرط.

همدلی ، همدردی

سعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم و احساسش را درک کنیم با توجه به این که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی می‌توانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازه ای ناراحت است که گریه می‌کند ما هم با او گریه کنیم، بلکه با حالت غمگینی خود می‌توانیم حالت غم‌انگیز او را درک کنیم. بعضی اوقات می‌توانیم با سر تکان دادن، حرفهای او را تأیید کنیم و حتی با تکرار حرف او می‌توانیم به او بفهمانیم که به حرفهایش گوش می‌دهیم.

صداقت و همرنگی

ما باید یک رابطه‌ای را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی باشد. باید این اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده می‌شود، همه با صداقت است و دروغی وجود ندارد. باید یک جوی به وجود آورده شود که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته می‌شود و همچنین این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمی‌شود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان و اعتماد را بوجود بیاوریم که شکی باقی نماند.

در پایان این ارکان چیزی که خیلی مهم است پیش داوری نکردن است. ما نباید قبل از این که با مخاطب صحبت بکنیم درباره او نظر دهیم و همچنین نباید در نتیجه‌گیری بحث ، سوگیری داشته باشیم. یعنی نظر خودمان را القاء کنیم و جمع‌بندی بحث را فقط از آن جنبه که خودمان می‌بینیم انجام دهیم. علاوه بر مسائلی که ذکر شد عواملی دیگر در یک ارتباط مؤثر وجود دارد.از جمله اینکه ما باید یک ارتباط غیرکلامی با مخاطب به وجود آوریم. خود این ارتباط به ۴ دسته تقسیم می‌شود:
  • وضع بدنی
  • تماس چشمی
  • لبخند

وضع بدنی

هنگامی که افراد از لحاظ هیجانی آرمیده‌اند، گرایش به آن دارند که در وضعیت راحت و آرمیده‌ای ایستاده یا بنشینند. دستها به حالت باز هستند. یعنی، در هم گره نشده‌اند. هنگامی که از لحاظ هیجانی عصبی و ناراحت‌اند، در حالتی ناآرام. با دستانی به هم فشرده و گره خورده گویی که در برابر باد مقاومت می‌کنند می‌ایستند یا می‌نشینند. وضعیت آرمیده یا تنیده احتمالا از سوی دیگران به عنوان علامتی دال بر علاقه یا بی‌علاقگی نسبت به آنها تلقی می‌شود، خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویه ملایمی دارد، شاید علاقه‌مندی یا توجه است. تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلو علامت بی‌علاقگی یا علاقه کم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودمانی و گشوده به طرف مقابل این علامت را می‌دهد که به صحبت خود ادامه دهد.

تماس چشمی

هنگامی که کسی مشغول شنیدن است، نسبت به زمانی که مشغول صحبت است، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ می‌کند. همین طور زمانی که کسی طرف مقابل را دوست دارد، تماس چشمی بیشتری برقرار می‌شود. افزایش تماس چشمی (اما نه خیره شدن، که ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) می‌تواند علامتی برای تشویق دیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق می‌تواند علامتی باشد که برای آن که دیگری حرف خود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز می‌تواند نشانه صمیمیت باشد. اما ، خیرگی دائمی ممکن است باعث ناراحت کردن طرف مقابل شود.

لبخند

افرادی که لبخند می‌زنند، معمولا جذاب‌تر از افراد دیگر درجه بندی می‌شوند، حتی زمانی که به افراد درجه‌بندی‌ کننده بگوییم مواظب تأثیر لبخند بر ارزیابی خود باشند.

استفاده از علائم غیرکلامی برای بهبود ارتباط

به یک معنا ، مهارت‌های خوب گوش فرا دادن را می‌توان مهارت‌های خوب تماشا کردن دانست. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه کرده و آن را درست تفسیر کنید، می‌توانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمایید. به عنوان یک شنونده ، زبان بدنی شما پیام‌هایی به گوینده ارسال می‌دارد. شما می‌توانید مقداری اعتماد ارائه کرده و فضایی فراهم آورید که نشان می‌دهد خواهان شنیدن آن چیزی هستید که او می‌خواهد به شما بگوید. چنین وضعیتی با استفاده از حالت بدنی باز و آرمیده، تمایل به سوی جلو ، تماس چشمی خوب و تکان دادن سر در زمانهای مختلف بدست خواهد آمد.

به یک معنای دیگر ، مهارت‌های خوب صحبت کردن عبارتند از مهارت‌های خوب رفتار کردن .شاید بخواهید از این موضوع مطمئن شوید که نکند زبان بدنی شما به جای تقویت پیام کلمات‌تان آن را تضعیف می‌کند، اگر شدت آهنگ صدایتان را متوسط کرده و تماس چشمی خوبی برقرار کنید، شاید احتمال جدی گرفتن تقاضای شما بیشتر شود. اما صدای آرام با چشمانی روبه پایین چنین حالتی را ندارد.علائم غیرکلامی می‌توانند مانع ارتباط روشن و صریح شوند. اما این نیز درست است که آنها می‌توانند صراحت یک ارتباط را تسهیل کنند.

منابع:www.ertebat sanjesh.com
www.google.com
www.yahoo.com

ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت در زندگی،شیوه های افزایش ارتباط بادیگران

 

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر  نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

 شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران :

1)صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :

درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد را در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس :

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

10- سكونت نمودن :

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

12- وقت وموفقيت شناس بودن :

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

13- مخالف نمودن به شيوه مناسب :

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد  روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

14)يكي بودن قول وعمل :

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشيم .ازسایت فکر نو

منبع : مقاله "  ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت "-تهيه كننده : سايت  تاپ ايران -http://www.topiran.com/

چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟

ما همه روزه بخش زیادی از وقت خود را به ارتباط برقرار کردن با دیگران می‌گذرانیم، تا هر چه بیشتر بتوانیم نیازهای خود را بیان و نیازهای دیگران را درک کنیم. توانایی ارتباط موثر به ما کمک می‌کند تا با دیگران ارتباط مفیدی داشته باشیم و با غلبه بر خجالت، نظرات خود را برای دیگران ابراز کنیم. اگر این مهارت را کسب کرده باشیم، در مواقع لازم می‌توانیم با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت نمائیم. تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عامل‌های مهم یک رابطه سالم است. ابراز وجود، گفتگو، امتناع، غلبه بر خجالت و گوش دادن، اجزای توانایی ارتباط موثرند. همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، صرف نظر از این که چقدر با آنها صمیمی یا ناآشنا هستیم، با صحبت و گوش کردن «گفتگو» ارتباط برقرار می‌کنیم. همکلاسی‌ها، دوستان، آشنایان و خانواده همه جزو شبکه گسترده ارتباطی ما هستند که امکان پذیرش، آرامش، دانستن و احساس بهتر را برای ما مهیا می‌کنند. بهبود در کیفیت روابط این شبکه، یکی از روش‌های بسیار مهم برای رسیدن به سلامت روان است. ضعف در مهارت‌های اجتماعی منشأ بسیاری از آسیب‌هاست، از جمله ترک تحصیل، کم‌سوادی، نداشتن موفقیت تحصیلی، خشونت، بزهکاری و اعتیاد. به طور کلی، ضعف در مهارت‌های اجتماعی همچون توانایی برقراری ارتباط موثر، علت رفتارهای پرخاشگرانه یا گوشه‌گیری و انزواست. در واقع ارتباط مفهومی است که از درون فرد برخاسته و به دیگران راه یافته است، و از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود. اولین جزء اصلی ارتباط، تفهیم است و تفهیم یک فرآیند دو طرفه است، یعنی فرد هم معانی پیامی را که می‌خواهد انتقال دهد باید بداند و بفهمد و هم بتواند مخاطب خود بفهماند که چه می‌خواهد بگوید و منظورش چیست. ارتباط به تسهیم هم نیازمند است که دارای جوانب مختلفی است. گاهی غذای خود را قسمت می‌کنیم، یا خبری را که شنیده‌ایم به دیگران می‌گوییم، گاهی شادی و عواطف یا مشکلات و سختی‌ها و ناراحتی‌های خود را با آنها در میان می‌نهیم و به این طریق آنان نیز حمایت‌های عاطفی خود را با ما در میان می‌گذارند تا ما احساس آرامش کنیم.

منبع:www ziba web.com

چگونه با دیگران رابطه برقرار می کنیم؟


آگاه بودن فرد از سبک ارتباطی خویش می تواند به برقراری ارتباطی کارآمد و مستمر با دیگران منجر شود. اگر فرد بداند چه اثری روی دیگران می گذارد، بهتر می تواند تصمیم بگیرد که آیا ارتباط او همان ارتباطی است که وی مایل به برقراری آن بوده یا خیر؟ به طور کلی می توان گفت سه سبک اصلی در برقراری ارتباطات وجود دارد، سبک پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأت مندانه.












چگونه با دیگران رابطه برقرار می کنیم؟











آیا تاکنون مجبور شده اید، برخلاف میلتان خواسته دیگران را بپذیرید؟ چقدر قادرید رنجش و ناراحتی خود را بیان کنید؟ اگر در جایی احساس کنید حقی از شما ضایع می شود چه واکنشی نشان خواهید داد؟اگر در موارد بالا احساس ضعف می کنید، باید بگوییم شما فاقد مهارتی به نام رفتار جرأت مندانه هستید.

رفتار جرأت مندانه در واقع بیان مناسب هر احساسی غیر از اضطراب است. این رفتار، یک رفتار بین فردی است که شامل ابراز صادقانه و نسبتاً صریح افکار و احساسات است به نحوی که از نظر اجتماعی مناسب باشد و احساسات و آسایش دیگران نیز در آن مورد توجه قرار گیرد.به طور کلی جرأت مندی را می توان توانایی ابراز صادقانه نظرات، احساسات و نگرش ها بدون احساس اضطراب دانست.جرأت مندی از طرفی شامل دفاع فرد از حقوق خود، به شکلی که حقوق دیگران پایمال نشود نیز هست. در اینجا بد نیست ابتدا اشاره ای به سبک های سالم و ناسالم برقراری ارتباط داشته باشیم، مهارت های ارتباطی خوب مستلزم داشتن سطوح بالایی از خودآگاهی است. آگاه بودن فرد از سبک ارتباطی خویش می تواند به برقراری ارتباطی کارآمد و مستمر با دیگران منجر شود. اگر فرد بداند چه اثری روی دیگران می گذارد، بهتر می تواند تصمیم بگیرد که آیا ارتباط او همان ارتباطی است که وی مایل به برقراری آن بوده یا خیر؟ به طور کلی می توان گفت سه سبک اصلی در برقراری ارتباطات وجود دارد، سبک پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأت مندانه.در سبک پرخاشگرانه فرد با تهدیدکردن، از بین بردن حقوق دیگران و توهین با افراد ارتباط برقرار می کند و سعی دارد از این راه به اهداف خود دست یابد. در سبک منفعلانه برخلاف سبک قبلی فرد با عذرخواهی افراطی و کوچک انگاری خود تمام افکار، احساسات و حقوق شخصی خودش را به نفع طرف مقابل نادیده می گیرد. این در حالی است که در سبک جرأت مندانه همه احساسات به جز اضطراب به راحتی ابراز می شود و نتیجه آن حرکت به سمت اهداف و مقاصد شخصی بدون ضایع کردن حق دیگران است.

● رفتار پرخاشگرانه

افرادی که پیرو این سبک هستند، معتقدند؛ همه افراد باید مانند آنها باشند. آنها همیشه و در همه حال خود را محق دانسته و دیگران را ملامت می کنند و مسوول اشتباهات می دانند. این افراد گمان می کنند انسان های کاملی هستند که هرگز اشتباه نمی کنند. افرادی که سبک پرخاشگرانه ای در برقراری ارتباط با دیگران دارند، ذهن بسته ای داشته و هیچگونه انعطافی برای پذیرش اطلاعات جدید ندارند. آنها شنونده های ضعیفی هستند و در دیدن نقطه نظرات دیگران دچار مشکل می شوند. آنها کمتر به دیگران فرصت سخن گفتن و انجام کاری را می دهند.

با رفتار خود دیگران را تحقیر کرده و رئیس مآبانه برخورد می کنند. آنها قدرت طلب هستند و به حریم شخصی سایر مردم احترام نمی گذارند. این افراد ممکن است به صورت فیزیکی، کلامی یا عاطفی به دیگران حمله کنند و هرگز سپاسگذاری یا امتنانی نسبت به آنچه سایرین برایشان انجام می دهند، ندارند.

اگر با کسی روبه رو شدید که همیشه اخم هایش در هم است، همه را چپ چپ نگاه می کند، مدام انگشت اشاره اش را به سمت طرف مقابل تکان می دهد، خیره نگاه می کند و به طرف مقابل چشم می دوزد و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف، لحن صدایش انتقادی، بلند و سرزنش آمیز است و مدام غرولند می کند، می توانید شک کنید او یک فرد با رفتار پرخاشگرانه است. لحن کلام این افراد اغلب تحکم آمیز است و با کلامشان سایرین را می رنجانند و آزار می دهند. خشم، عصبانیت، بی طاقتی و ناکامی از جمله احساساتی است که آنها اغلب تجربه می کنند.

اگرچه ممکن است آنها دیگران را وادار به اطاعت از خود کنند اما این اطاعت توام با رنجش است و رفتار آنها اغلب باعث برانگیخته شدن خشم دیگران می شود تا جایی که گاه طرف مقابل را به مقاومت، برخورد دفاعی، دروغگویی، پنهان کاری، فاصله گیری و عقب نشینی وادار می کند.

● رفتار منفعلانه

افرادی که در برقراری ارتباط خود با دیگران سبک انفعالی دارند، کمتر عواطف و احساسات واقعی خود را بروز می دهند. «مخالفت نکن»، «دیگران بیشتر از تو حق دارند» و «به دردسرش نمی ارزد» از جمله شعارهای همیشگی این افراد هستند. آنها همیشه موافق و محتاط هستند و اعتراضی به وضعیت های موجود ندارند.

پیروان سبک انفعالی معمولاً زیاد آه می کشند و همیشه سعی می کنند هوای دو طرف را داشته باشند تا خدای نکرده تعارضی به وجود نیاید. آنها همیشه آرامش خود را حفظ می کنند، حتی وقتی احساس کنند، منصفانه با آنها برخورد نشده است. اغلب به جای اقدام کردن متوسل به شکوه و شکایت می شوند و خیلی راحت اجازه می دهند، دیگران برای آنها انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. آنها در برنامه ریزی مشکل دارند و خود را نادیده گرفته و فدا می کنند کمتر حرکات چهره ای دارند، بیقرار هستند و مدام از سر توافق لبخند می زنند و سرشان را تکان می دهند. چشم هایشان را اغلب پایین می اندازند، وضعیت بدنی خمیده ای دارند و تن صدایشان همیشه پایین و ملایم است. اگر بخواهید کاری را به آنها محول کنید غالباً جملاتی مانند «من نمی توانم»، «شما بیشتر از من تجربه دارید» و «ممکن است اشتباه باشد، ولی...» را خواهید شنید. آنها سعی می کنند مشکلات را نادیده، بگیرند، از آنها دوری کنند و حل کردن آنها را به تعویق بیندازند. همیشه به ظاهر موافق هستند، در حالی که گاه موافقت آنها قلبی نیست. انرژی زیادی را صرف پرهیز از تعارض ها و مقوله های اضطراب برانگیز می کنند و وقت زیادی را هم صرف گرفتن نصیحت، توصیه و نظارت از دیگران می کنند. بیش از حد معقول هستند و با هر چیزی موافقند و همین امر باعث می شود دیگران نسبت به آنها پرتوقع شوند و دلیل تراشی را در سایر افراد برمی انگیزند.

● رفتار جرأت مندانه

کسانی که رفتار جرأت مندانه ای دارند، نه تنها برای دیگران بلکه برای خودشان هم ارزش قائل هستند. رفتار جرأت مندانه هرگز به معنای همیشه برنده بودن فرد نیست، بلکه بدان معناست که فرد موقعیت را به بهترین و کارآمدترین نحو ممکن اداره کند.

این افراد معمولاً خوب گوش می دهند و گوش دهنده های فعال و کارآمدی هستند. محدودیت ها و انتظارات خود را به راحتی ابراز می کنند و مشاهداتشان را بیان کرده و از قضاوت عجولانه خودداری می کنند. خواسته های خود را در اولین فرصت، مستقیم و صادقانه ابراز کرده و مراقب احساسات دیگران هم هستند. براساس انتخاب خود عمل می کنند و با دانستن اینکه چه چیزی درست است برای رسیدن به هدفشان برنامه ریزی می کنند. عمل مدار هستند و انتظاراتشان واقع بینانه است. منصفانه و عادلانه و البته قابل پیش بینی عمل می کنند. در جهت رسیدن به اهداف خود حقوق دیگران را از بین نمی برند. چهره های آنها معمولاً حاکی از توجه و علاقه است و از تماس چشمی مستقیم با دیگران ابایی ندارند. با صدایی متناسب و مناسب صحبت می کنند و عواقب کارهایشان را می پذیرند. این افراد اغلب احساسات منفی را از خود دور می کنند و شوق، رضایت و آرامش از خصوصیات آنهاست.آنها نه تنها دیگران را تحقیر نمی کنند، بلکه باعث افزایش اعتماد به نفس دیگران شده و به آنها انگیزه می دهند و به گونه ای با اشخاص رفتار می کنند که جایگاه هرکس محفوظ بماند.






منبع:www.aftabir.com
روزنامه ایران.