نقش رسانه‌ها در کنترل جامعه " The roll mass media in controlling soceity

 

نقش رسانه‌ها در کنترل جامعه " The roll mass media in controlling soceity"

قدرت و قابلیت‌های زبان و اندیشه در کنترل جامعه

فلاسفه یونان باستان و دوران پس از آن به اتفاق زبان را مهم‌ترین وجه تمایز انسان از حیوانات دانسته‌اند. محققان هر رشته علمی آن جنبه از زبان را که اهمیت بیشتری برای رشته‌هایشان دارد، در کانون توجه خود قرار می‌دهند. در این میان، از نظر دانشمندان علوم اجتماعی، زبان مشخص‌ترین رسانه مبادلات اجتماعی است. جاذبه بررسی زبان در بافت اجتماعی آن، در این است که راهگشای فهم بهتر اجتماع خواهد بود. از سویی محققان زبان و ادبیات کلاسیک ، نقش زبان را در فرایند شکل‌گیری ارزش‌ها و خلاقیت‌ ادبی مورد بررسی قرار می‌دهند. از دیدگاه آنان زبان، آیینه میراث فرهنگی، وسیله ارتباط ما با گذشته و تجسم تمام چیزهایی است که هم انسانی است و هم شریف.

توجه به بافت اجتماعی گفتار، به هیچ روی منحصر به مجامع دانشگاهی نیست؛ بسیاری از مسائل حاد سیاسی، بر محور زبان می‌چرخد. بررسی فرهنگ‌های گوناگون اعم از اقلیت‌های درون مرزها یا ملت‌های دیگر یکی از موضوعات مورد مطالعه در بودجه کشورهای قدرتمند است.

قدرت ساختاری زبان این فرصت را در اختیار گروه‌های توانمند قرار می‌دهد تا گفتمان حاکم بر
جامعه را به نفع خویش سمت و سو بخشند. فریدون بدره‌ای در کتاب «واژگان نوشتاری کودکان دبستانی ایرانی» او می‌گوید اگر در یک زبان فرضی هزار اسم، هزار صفت، صد فعل لازم و صد فعل متعدی داشته باشیم قاد خواهیم بود 000/100/200/200/100 جمله بسازیم (بدره‌ای، 1352، صص 13ـ 12). البته قابلیت یک زبان طبیعی بیش از این است، برای مثال، فرهنگ معین دارای چهل هزاره واژه است. بنابراین، مشاهده می‌کنیم در این سازمان بی‌نهایت زبان چقدر قدرت مانور وجود دارد، چنان که یک رسانه می‌تواند متناسب با رویکرد سیاسی ـ اجتماعی خود ساختار خبری مستقلی ارایه کند؛ آن گونه که بافت گفتمانی آن با سایر بافت‌ها متمایز باشد.

«فوکو» با تأکید بر اهمیت ساخت زبان و اندیشه، بر «قرائت متون» به منظور کشف ساختارهای شناخت آدمی اصرار می‌کند. به نظر او، شیوه خاص فهم و دریافت ما درباره جهان، تعیین‌کننده خصلت خاص یک عصر است و این خصلت خود شیوه اعمال قدرت را تعیین می‌کند. از دیدگاه ساختاری «فوکو»، سیاستمداران، صاحب منصبان و اصحاب قدرت و نظایر آنان، به طور عمدی و آگاهانه نهادهای لازم برای تأمین و تضمین امتیازات و حفظ مواضع خود را ایجاد نمی‌کنند، بلکه اعمال افراد به طور کلی در هر عصری برآمده از نظرگاه رایج آن عصر است. به سخن دیگر، ساخت عمل تابع ساخت اندیشه است.

طبقات حاکم و مسلط در یک ساختار اجتماعی نابرابر و تضادآمیز، برای سازگار کردن ذهنیت مردمان با شرایط رنج‌آور عینی، یعنی پر کردن شکاف بین
ذهن و عین، به ایدئولوژی و استفاده از مفاهیم ایدئولوژیک و هژمونیک متوسل می‌شوند، زیرا ناسازگاری بین ذهن و عین، برای همیشه نمی‌تواند تداوم یابد. بنابراین، ایدئولوژی ساخته و پرداخته می‌شود تا ذهن را با عین آشتی دهد و وضعیت موجود را تثبیت کند. در چنین مواقعی، زبان بیشترین نقش را در تبلیغات خدعه‌آمیز و مشروعیت ‌بخش دارد. زبان مالامال از مفاهیم ارزشی همراه با نفرت و عشق است. عشق و تجزم به همه آنهایی که تسلیم سازوکار قدرت شدند و نفرت از آنهایی که در این سازوکار آمرانه و فریب‌گونه، حل و جذب نشدند (مهدی‌زاده، 1380، صص 66 ـ 65).

شمار زیادی از اندیشمندان حوزه
ارتباط جمعی، سازو کارهای بازتولید ایدئولوژی را در گفتارهای رسانه ‌ای، به ویژه اخبار مطالعه کرده‌اند. عده‌ای از آنان با بررسی‌های تطبیقی نشان داده‌اند که چگونه رویدادهای واحد، از رسانه‌های جوامع مختلف به شیوه‌هایی کاملاً متفاوت بازتاب یافته‌اند. برای مثال می‌توان به تحقیقات انجام شده توسط «ادوارد سعید» (1981، پوشش خبری اسلام در غرب)، «استیونسن» و «کول» (1980، اخبار خارجی در کشورهای منتخب)، «ملکوت» و «دایانه‌په» (1991)، جانبداری در گزارشگری: تحلیل محتوای پوشش خبری مطبوعات آمریکا از سقوط هواپیمای کره و ایران) و موارد مشابه اشاره کرد.

نقش رسانه های جمعی در تحقق الگوی مردم سالاری دینی


چکیده مقاله:

امروزه رسانه های جمعی سهم و نقش قابل توجهی در تکوین و تشدید یا تضعیف فرآیندهای گوناگون فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- اقتصادی دارند و با توجه به کارکردهای متنوع رسانه های جمعی همچون آگاهی و اطلاع رسانی، برجسته سازی،ایجاد انسجام و تعلق اجتماعی، نظارت بر عملکرد ساخت قدرت و فراهم آوردن زمینه های مشارکت عمومی و نظارت همگانی در نظام اجتماعی، می توانند جایگاه در خور اعتنایی در تکوین و تکامل و نهادینه سازی شاخص ها و عناصر بنیادین ساختار سیاسی مردم سالاری دینی داشته باشند. بدیهی است برخلاف نظام های مردم سالار رایج در طول تاریخ   (خاصه باختر زمین) گوهر و جوهره اصلی مردم سالاری دینی، حق و تکلیف توامان و متعامل میان مردم و حاکمیت است که رسانه های جمعی در هرچه شفاف تر شدن این حقوق و تکالیف متقابل در حوزه های گوناگون نقش اساسی می توانند ایفاء نمایند. در این نوشتار تلاش بر آنست تا با تبیین نسبت جامعه و رسانه، کیفیت مداخله و بازیگری رسانه های جمعی در فرآیندها و متغیرهای گوناگون اجتماعی، نشان داده می شود و با بهره گیری از چارچوبی تئوریک، هندسه و سازمان این تعامل دو سویه رسانه و جامعه با عنایت به کار ویژه های این تعامل، در تکوین و تحقق و تعمیم مولفه های ساخت دهنده به الگوی مردم سالاری دینی در ساخت جامعه مورد و اکاوی، تحلیل و تبیین قرار گیرد. در پایان در بازاندیشی تدقیق در مفهوم مردم سالاری دینی، شاخص ها و نمایه هایی که رسانه از ظرفیت اثرگذاری بیشتری در تحقق آنها برخوردار است، احصاء گردیده است.

کلمات کلیدی: مردم سالاری دینی،رسانه جمعی،دموکراسی،جامعه،مشارکت عمومی،نظارت همگانی.

فرهنگ های پیرو وپیشرو

 

  یکى از مهم‏ترین ویژگى‏هاى زندگى مدرن که تأثیرات فرهنگى به‏سزایى دارد، شتاب‏گیرى جریان تحوّل اجتماعى است. نرخ تغییرات اجتماعى به شکل خارق‏العاده‏اى افزایش یافته، بر همه چیز اثر مى‏گذارد و از جمله: هنر، علوم، اخلاق، تعلیم و تربیت، سیاست، اقتصاد و حتى زبان را مجبور به تغییر مى‏کند. اینها بهترین شاخص‏هایى هستند که سرعت دگرگونى را بر ما معلوم مى‏کنند.

این تحوّلات پیاپى که به پیچیده شدن دگرگونى‏هاى فرهنگى منجر شده، پیامدهاى دیگرى نیز به همراه داشته است که از آن جمله مى‏توان به رشد دو جریان به موازات هم اشاره داشت: یکى تمایل جوامع در حرکت از همگونگى به چندگونگى و دوم، تمایل جوامع به یکپارچه بودن.
گرچه تکامل نوع بشر امرى قطعى است، این فراگرد، ضرورتاً در تمامى جوامع و با یک شتاب به وقوع نخواهد پیوست و احتمال بازپَس‏روىِ یک جامعه نیز به اندازه پیشرفت آن وجود دارد (اسپنسر).

نقش وسایل نوین در ارتباطات جمعی و رسانه ها در مدیریت بحران ها

عصر امروز را عصر سلطه ارتباطات مي نامند، بي‏گمان در مورد همه مسائل جهان، بزرگترين رسالت اطلاع‏رساني بر دوش رسانه‏هاي جمعي است. امروزه رسانه‌هاباگسترش مرزهاي جغرافيايي، فرهنگي و سياسي، هويت انسان معاصر را نيز تحت‌تاثير قرار داده‌اند، به طوري كه مي‌توان هويت انسان مدرن را هويت رسانه‌اي شده نام گذاشت.

افزايش نقش وسايل نوين ارتباط جمعي دربخش هاي مختلف زندگي بشري سبب شده است ازآنهادرتحولات گوناگون مورد استفاده شود ونقش رسانه هادرآگاهي، هموار سازي وگسترش بحرانها برجسته گردد. به بيان ديگر، رسانه هاهمان گونه که در تضعيف پايه هاي امنيتي موثرند، مي توانند در ايجاد وتحکيم آن نيز سهم بسزايي داشته باشند.

رسانه ها مي توانند بادورکردن احساس ناامني، بي اعتمادي ونا اميدي فضاي ذهني افراد در جامعه به گونه اي عمل کنند که ضمن انعکاس واقعيت ها از بزرگنمايي هاوکاستي ها خودداري کرده وبه جاي بحران نمايي وبحران افزايي به بحران زدايي، مهار، کنترل وکاهش خسارت بحران سهم مهمي داشته باشد، چرا که ثبات وامنيت ملي وتحکيم آن، تابع مستقيمي از رويکرد افکار عمومي ورضايت ونارضايتي مردم و واکنش آنها در مواقع بحراني مي باشد.

از اين منظر رسانه‌ها در حفظ و تحكيم وفاق ملّي، چه به لحاظ سخت‏افزاري و چه به لحاظ نرم‏افزاري و بالا بردن توان انتخاب جامعه، افزايش مشاركت، رقابت و پويايي شهروندان و ارتقاي سطح دانش در برقراري وحدت و يا تمايز و يكپارچگي مدد رسانند، تا وفاق ملّـي و در نهايت، امنيت ملّي پايدار بماند.

"مدیریت بحران و رسانه ها"به روایت وردی نژاد

فریدون وردی ‌نژاد در کتاب تازه‌اش که به سفارش انتشارات سمت برای دروس ارتباطات تدوین و منتشر شده به مدیریت بحران در رسانه‌ها و همچنین روزنامه‌نگاری بحران پرداخته است و معتقد است: امروز، دیگر دیدگاههای گذشته و نظریه‌های پیشین در مقابله با بحران و اداره آن، کارایی چندانی ندارد.

به گزارش خبر‌آنلاین، کتاب «مدیریت بحران و رسانه‌ها»، تألیف «فریدون وردی ‌نژاد و شهلا بهرامی رشتیانی»، توسط سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) منتشر شد.

ناشر در تشریح کتاب آورده است: حضور پر رنگ فناوری‌های نوین ارتباطی در تمامی روندها و فرایندهای اجتماعی سبب شده است تا شرایط محیطی از ثبات و پایداری به سمت تغییر و تحول دائمی متمایل شود. در برخی موارد، اگر این تغییر و تحولات، صحیح مدیریت نشود، می‌تواند منجر به بروز بحران شود. این ویژگی در عرصه عمل، موجب شکل‌گیری نظریه‌های جدید برای کنار آمدن با شرایط پیچیده و پرتحول شده است. امروز، دیگر دیدگاههای گذشته و نظریه‌های پیشین در مقابله با بحران و اداره آن، کارایی چندانی ندارد.

امروزه، در اثر نقش و کارکرد بی بدیل وسایل ارتباط جمعی در شرایط بحران، دیدگاه ابزاری به رسانه به نگاه راهبردی تغییر یافته و رویکردهای مختلف رسانه‌ای برای پوشش رویدادها و جریان‌های بحرانی در عرصه جهانی شکل گرفته است. این نقش به میزانی جدی و بنیادی است که در دهه‌ی گذشته، سایت‌های ویژه خبری زیادی در شبکه جهانی اینترنت درباره «رسانه‌ها و بحران» فعال شده و شیوه نوینی به نام «روزنامه نگاری در بحران» در عرصه رسانه‌های مکتوب و وسایل ارتباط جمعی دیداری - شنیداری شکل گرفته است.

کتاب مذکور که در 176 صفحه تنظیم شده در ابتدا به «تعریف بحران و انواع آن» پرداخته است و در ادامه «فرآیندهای مدیریتی مرتبط با رسانه‌ها در عملیات اداره بحران» و «حضور رسانه‌ها در بحران» را توضیح داده است.

مدیریت بحران، ابعاد و زمینه‌های گسترده‌ای برای بحث و بررسی دارد، اما در این کتاب، نویسندگان بیشتر به جنبه‌هایی از آن پرداخته‌اند که مرتبط با بحث مدیریت ارتباطات بحران است. در موضوع رسانه و بحران، محوریت بحث، در واقع بخش ارتباطات بحران است.

کتاب «مدیریت بحران و رسانه‌ها»حاضر متشکل از پنج فصل است که در فصل اول، به چگونگی شکل‌گیری رفتار انسان با توجه به تعاملات محیطی پرداخته شده و ضمن بررسی عوامل مؤثر در رفتار، تأثیر حضور رسانه‌ها و تغییرات رفتاری مورد کنکاش قرار گرفته است. هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی بحران و مدیریت بحران از پیش‌بینی تا عملیات اجرایی و ارزیابی و تعیین برنامه‌های جدید در فصول دوم و سوم کتاب جای گرفته و فصل چهارم نیز به ارتباطات بحران به عنوان بخش اصلی در مدیریت بحران اختصاص دارد.

آخرین فصل کتاب مبنای تأثیر و کارکردهای رسانه در جوامع با تکیه به انواع نظام رسانه‌ای، نقش‌های رسانه‌ای، رویکردهای رسانه‌ای و شیوه‌های حضور در عرصه‌های گوناگون به عنوان بستری برای شناخت تأثیر عملکرد رسانه در شرایط بحران را مورد بحث قرار داده است.

شایان ذکر است این کتاب، برای دانشجویان رشته مدیریت دولتی، در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی دروس «ارتباطات اغنایی» و «مدیریت بحران» و «ارتباطات و افکار عمومی» تدوین شده است.

کودکان و رسانه های جمعی

وسایل ارتباط جمعی مهمترین شاخصه جامعه مدرن به شمار می‌آید و شامل رادیو، تلویزیون، نشریات و... می‌باشد. در این میان نقش رسانه‌های تصویری به خصوص تلویزیون نسبت به سایر رسانه‌ها برجسته‌تر است و در مقایسه با دیگر رسانه‌ها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است، این امر به خصوص، بیشتر آنجا تحقق مییابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه‌های تلویزیون مطرح باشند. البته رسانه‌های نوشتاری هم در اطلاع‌رسانی و رشد استعداد کودکان مؤثر و مفید می‌باشند. یکی از مهم‌ترین کارکرد رسانه‌ها، کمک به روند فرهنگپذیری است. فرهنگپذیری، عبارت است از، جریان انتقال اندیشه‌ها، هنجارها، باورها، معیارها و نمونه‌های رفتاری موجود در فرهنگ جامعه به افراد آن. نهاد خانواده و سپس نهاد تعلیم و تربیت، اولین مراکز انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکان می‌باشند. با توجه به اهمیت و نقش رسانه‌ها، روانشناسان هر یک از جنبه‌ای مختلف، محتوای رسانه‌ها را مورد مطالعه قرار داده‌اند. با تأثیرهای شناختی رسانه‌ها، می‌توان گفت که رسانه بر الگو‌های رفتاری افراد به شدت تأثیر می‌گذارد و در رابطه با سلامت روانی و اخلاقی فرد و سازگاری وی با جامعه اثرگذار است.

تبادل اطلاعات بدون محدودیت و قلمرو جغرافیای و فرهنگ ملت، امروز به شدت اعمال می‌شود و این مسئله در رابطه با تربیت کودکان نگرانی‌هایی را پدید آورده است و محتوای تولیدات رسانه‌ها نیز سؤالهای مهمی را بر می‌انگیزد. پخش یک سلسله برنامه‌های تلویزیونی ممکن است بزهکاری را در کودکان رشد بدهد، به جای این‌که باعث شکوفائی و رشد استعدادهای واقعی آنان شود، موانع گوناگون دیگری از قبیل تقلید رفتاری و نا به هنجاری را به وجود آورد.
پیمان جهانی ملل‌متحد در مورد حقوق کودک که در سال 1989 منعقد شد در ماده 17 خود چهارچوب بین‌المللی را در ارتباط با رسانه‌های جمعی در نظر گرفته است. این ماده به محافظت از کودک، در برابر اطلاعات و مطالب زیان‌آور برای سلامت (اخلاق) او سخن می‌گوید. امروز از چهار گوشه جهان خواستار اتخاذ تدابیری بر مبنای همین اصل شده‌اند. برای دستیابی به اهداف، جلب توجه جهانی به مسئله خشونت در رسانه‌های تصویری و نقش آن در زندگی کودکان و نوجوانان، تشویق به مبارزه با خشونت و کمک به شکل‌گیری پایه‌های بهتر برای تنظیم سیاست‌های مربوط در زندگی سیاسی و اجتماعی کودکان نقش اساسی دارد. برای دستیابی به یک هدف مشترک، یونسکو و تحلیلگران موارد زیر را پیشنهاد کردند:
ـ پژوهش‌های جدی در زمینه کودکان و برنامه‌های خشونت‌آمیز در رسانه‌های تصویری.
ـ دسترسی کودکان به رسانه‌های گروهی و بهره‌برداری آنان از این رسانه‌ها.
ـ دوره‌های آموزشی و مطالعاتی در زمینه کودکان و رسانه‌ها.
ـ جایگزین‌های مثبت برای خشونت رسانه‌ای.
ـ تدابیر و فعالیت‌هایی که با هدف محدود کودکان خشونت نامعقول از طریق رسانه‌ها صورت می‌پذیرد.
ـ برای تحقیق این اصول و اهداف لازم است که مراحل ذیل عملی شود.
رسانه‌های ویژه کودکان
کودکان مانند بزرگان علاقه به مطالعه، دیدن و شنیدن دارند، تقدیم برنامه‌های جالب و مطابق با استعداد کودکان زمینه‌ساز توسعه، به وسیله رسانه‌های مربوط به کودکان است، تا آنان علاقمندی بیشتری پیدا کنند.
کودکان به مشاهده تلویزیون علاقه زیاد داشته و وقت زیادی را صرف برنامه‌های تلویزیون می‌کنند، پخش برنامه‌های آموزشی زمینه‌ساز رشد، آموزش و پرورش کودکان می‌باشد. مشاهده، خواندن و دسترسی کودکان به رسانه‌ها جزء حقوق‌شان می‌باشد که دولت باید به آن توجه نموده و زمینه‌های لازم را مساعد نماید. چنانچه در ماده «17» پیمان ملل‌متحد در مورد حقوق کودک آمده است که: کشورهای عضو به کارکرد ارزشمند رسانه‌های جمعی واقف هستند و تعهد می‌‌کنند که کودک به اطلاعات و مطالب منابع مختلف ملی و بین‌المللی دسترسی داشته باشند، به خصوص آن دسته از منابع که هدف‌شان ارتقای سلامت اجتماعی، معنوی و اخلاقی کودک و صحت جسمی و روانی او باشد.
به این ترتیب وظیفه دولت تضمین دسترسی کودکان به اطلاعات و ترویج ابعاد مثبتی مانند انتشار آن دست از اطلاعاتی است که سبب ارتقای درک و شناخت مقابل جمع، برای زن و مرد و دوستی میان انسان‌ها، گروه‌های قومی، ملی و مذهبی، در مناطق مختلف می‌شود.
وضعیت کنونی رسانه‌های کودک
در عرصه جهانی
توجه به این نکته که کودکان یک گروه کوچک اقلیت و در حاشیه نیستند، ضروری است. حدود دو میلیارد کودک در جهان، حدود 13 فیصد در کشورهای غنی‌تر و حدود 87 فیصد در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. دسترسی کودکان به تلویزیون و سایر رسانه‌های گروهی نیز از پراکندگی ناهمگن برخوردار است. این ناهمگنی کاملاً واضح و بسیار عمیق است، رسوم و عنعنات تماشاکنندگان در هر نقطه از جهان فرق می‌کند، در کشورهای اسلامی، کودکان دوست دارند مطابق به فرهنگ حاکم در جامعه، خواست و نیازمندی خانواده، برنامه‌های سازنده و آموزشی را تماشا کنند. در کشور ما از جمله برنامه‌هایی که به آن کمتر توجه صورت گرفته برنامه‌های کودکان می‌باشد، در حالی‌ که کودکان گروه بزرگ جمعیت ما را تشکیل داده، که باید به آن توجه نمود. پس باید وضعیت کنونی رسانه‌های کودک را خوب درک نمود و در جهت بهتر شدن آن باید تلاش کرد.
تنوع برنامه‌ها و تماشاگران:
یقیناً نباید تمام صحنه‌هایی را که در برنامه‌های تلویزیونی نمایش داده می‌شوند، یکسان انگاشت و تمام کودکان را نیز یکی گرفت. نتیجه آن‌ که فراگیری اتخاذ رفتارها و گرایش‌های پرخاش‌جویان از تلویزیون بستگی به ماهیت نمایش‌ها و شرایط فردی تماشاگر دارد. در تماشای برنامه‌ها، بزرگان به این فکرند که کودکان شاید برنامه‌های تفریحی، سریال‌های خانوادگی و داستان‌های کوتاه را تماشا کنند، در حالی ‌که بسیاری از کودکان به اخبار، مصاحبه و گفتگوهای تلویزیونی علاقه دارند، که روی همین دلیل ما نتوانسته‌ایم برنامه دلخواه آنان را در نظر گیریم، پس در تماشای تلویزیون و خواندن سایر رسانه‌ها باید علاقه کودکان را در نظر گیریم.



نقش رسانه در تصمیم گیری سیایت خارجه:یک چار چوب نظری

چکیده :

نگاهي اجمالي به اين مقاله نشان مي دهد ؛ رسانه‏ ها در تمام مراحل فرايند شكل‏ گيري سياست خارجي نقش دارند و رهبران سياسي رسانه ها را از جنبه‏ هاي ملي و بين ‏المللي مورد توجه قرار مي دهند. بر اساس يافته هاي اين مقاله محيط رسانه ‏اي دوسويه به صورت اساسي در مطبوعات يا در صحنة مديريت يا در مديريت ‏رسانه مورد توجه واقع مي‏ شود.
نقش رسانه ها در فرايند تصميم گيري پيچيده است. زمانيكه رويدادي در صحنة  بين المللي اتفاق مي‏افتد، رهبران سياسي آن واقعه را از طريق رسانه ها دنبال مي‏ كنند. اين اطلاعات از طريق تركيب تصاوير مختلف پردازش مي‏شوند و از طريق سياست يا فرايند ساخت تصميم دنبال مي‏شود. مشاوران رسانه اي و كارشناسان روابط عمومي در اين جريانات دخالت كرده و مشاركت مي كنند؛ مقامات رسمي با آنها مشورت نموده و نظرات و عقايد آنان را مورد رسيدگي قرار مي دهند. در نهايت، زمانيكه آنها سياستشان را تعريف كرده و آن سياست‏ها را با ابزارهاي رسانه اي مناسب تطبيق مي دهند، به اهميت رسانه ها پي مي‏برند.
در مطالعات قبلي از نقش پيچيدة رسانه ها در تصميم گيري سياست خارجي غفلت شده‏ است. آنها رسانه ها را به عنوان يكي از كانال هاي اطلاعاتي رهبران از وقايع و رويدادهاي بين ‏المللي توصيف مي كنند كه به مثابة ورودي فرايندِ تصميم گيري محسوب مي‏شد. واقعيتهاي مطرح شده نشان دهنده آن است كه اين ديدگاه ها موضع رسانه را تضعيف كرده و بايد از لحاظ نظري بر تحقيقات و مطالعات كاربردي با رويكرد پيچيدة نقش قاطع رسانه ها در سياست خارجي تاكيد شود. اين مقاله چارچوب تحليل تصميم گيري سياست خارجي را توسعه داده و سعي مي‏كند تا بعضي از نواقص و موانع موجود در اين گونه مدلها را مرتفع كرده، تركيب فرايندهاي پيچيدة رسانه اي را در تصميم‎‏ گيري وارد كرده و همچنين نقش مطبوعات و تلويزيون را در ساخت سياست‏گذاري منعكس كند.